ویرگول
ورودثبت نام
حمیدروحی
حمیدروحیکارشناسی ارشد فیزیک هسته ای-سرپرست دفترفنی در زمینه خطوط انتقال نفت و گاز و آب -علاقه‌مند به کاوش در ژرفای زندگی و معنا
حمیدروحی
حمیدروحی
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

ترس

ترس یکی از قدیمی‌ترین و عمیق‌ترین احساساتی است که در وجود انسان ریشه دارد؛ احساسی که شاید از همان لحظه‌ای متولد شد که انسان فهمید جهان همیشه امن و قابل پیش‌بینی نیست. در ظاهر، ترس واکنشی طبیعی به خطر است؛ حسی که ما را از سقوط، از آسیب و از نابودی دور نگه می‌دارد. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم ترس فقط درباره‌ی خطرهای بیرونی نیست. بسیاری از ترس‌های انسان از چیزهایی می‌آیند که دیده نمی‌شوند.

در حقیقت، ترس اغلب بیش از آنکه درباره‌ی خود خطر باشد، درباره‌ی از دست دادن است؛ از دست دادن امنیت، عشق، آرامش، یا حتی تصویری که از خودمان ساخته‌ایم. انسان از تاریکی نمی‌ترسد، از آنچه ممکن است در تاریکی پنهان باشد می‌ترسد. از سکوت نمی‌ترسد، از معنایی که شاید پشت آن سکوت نهفته باشد می‌ترسد. ذهن انسان توانایی عجیبی دارد؛ می‌تواند آینده‌ای را تصور کند که هنوز اتفاق نیفتاده، اما همان تصور می‌تواند در دل او ترس ایجاد کند.

ترس همیشه با چهره‌ی واقعی خود ظاهر نمی‌شود. گاهی خود را در قالب خشم نشان می‌دهد، گاهی در قالب تردید، و گاهی در قالب عقب‌نشینی. بسیاری از فاصله‌هایی که میان آدم‌ها شکل می‌گیرد، ریشه در ترس دارند؛ ترس از طرد شدن، ترس از آسیب دیدن، ترس از اینکه آن‌طور که هستیم دیده یا پذیرفته نشویم. به همین دلیل است که گاهی انسان‌ها احساسات واقعی خود را پنهان می‌کنند، سکوت می‌کنند یا حتی از نزدیک شدن به چیزهایی که دوست دارند فاصله می‌گیرند.

با این حال، ترس فقط دشمن انسان نیست. در دل همین احساس، نشانه‌ای از زنده بودن ما وجود دارد. ترس به ما یادآوری می‌کند که چیزی برای از دست دادن داریم؛ چیزی که برایمان ارزشمند است. ما از چیزهایی نمی‌ترسیم که برایمان بی‌اهمیت‌اند. ترس اغلب سایه‌ی همان چیزهایی است که دوستشان داریم، به آن‌ها امید بسته‌ایم یا نمی‌خواهیم از دست بدهیم.

شاید شجاعت به معنای نبودن ترس نباشد. شاید شجاعت آن لحظه‌ای است که انسان با وجود ترس قدمی برمی‌دارد؛ وقتی دل می‌لرزد اما پاها هنوز جلو می‌روند، وقتی ذهن پر از تردید است اما امید اجازه نمی‌دهد که انسان کاملاً متوقف شود.

در نهایت، ترس مانند سایه‌ای است که در کنار انسان حرکت می‌کند. نمی‌توان آن را کاملا از بین برد، اما می‌توان آن را شناخت و فهمید. و گاهی، وقتی انسان به جای فرار کردن از ترس، روبه‌روی آن می‌ایستد، متوجه می‌شود آن سایه‌ای که از دور بزرگ به نظر می‌رسید، شاید فقط بخشی از مسیر رشد و فهم عمیق‌تر زندگی بوده است.

ترس
۰
۰
حمیدروحی
حمیدروحی
کارشناسی ارشد فیزیک هسته ای-سرپرست دفترفنی در زمینه خطوط انتقال نفت و گاز و آب -علاقه‌مند به کاوش در ژرفای زندگی و معنا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید