
اعتیاد به عشق چیست؟
انسانها بهطور غریزی برای محافظت از خودشان در برابر احساسات دردناک و غیرقابل تحمل به رفتارهای مبتنی بر اعتیاد روی میآورند. اینگونه رفتارها معمولاً عواقب مخربی از خود بهجای میگذارند و افراد موقعی به تکاپوی حل آن می افتند که ممکن است کمی دیر باشد!
یکی از انواع اعتیاد، اعتیاد به عشق است. افرادی که به عشق اعتیاد دارند، زمان و انرژی زیادی را صرف شخصی میکنند که به او معتاد هستند. در واقع افرادی که به عشق اعتیاد دارند این شخص را بالاتر از خودشان میدانند و تمرکز آنها روی او اغلب افراطی و وسواسگونه است.
این رفتار منجر به این میشود که معتادان به عشق در مراقبت از خودشان و رسیدگی به نیازهای خودشان به طرق مختلف کوتاهی و غفلت کنند و با نادیده گرفتن ابعاد مهم زندگی و رفاه خودشان تمام تمرکز و انرژی خود را معطوف به فردی کنند که به او علاقه دارند.
اعتیاد به عشق لزوماً فقط به روابط عاشقانه یا جنسی محدود نمیشود. ممکن است چنین فردی نسبت به دوستان، فرزندان، استاد خودش، یک شخصیت مذهبی یا حتی یک ستارهی سینما که هرگز او را ندیده است چنین احساس جنونآمیزی پیدا کند.
فانتزی اصلی یک معتاد به عشق این است که شخص دیگری بتواند تمام مشکلات زندگی او را سر و سامان بدهد، همیشه توجه مثبت و بیقید و شرطش را نثار او کند و در هر شرایطی از او مراقبت کند. زمانی هم که این نیازهای غیرواقعی برآورده نشود، افرادی که به عشق اعتیاد دارند ممکن است احساس رنجش کنند و در روابط خود با دیگران دچار تضاد و چالش شوند.
برخی از این افراد بر این مسأله اشراف دارند که وقتی درگیر یک رابطه عشقی اعتیادگونه نیستند، میتوانند به اندازه کافی از خودشان مراقبت کنند. با این حال، هنگامی که آنها درگیر چنین رابطهای میشوند، ظرفیت آنها برای مراقبت از خودشان به سرعت کاهش مییابد.
عاشق بودن احساس زیبایی است که همه سزاوار آن هستند. اینکه انسان کسی را دوست داشته باشد و از طرف شخصی دیگر دوست داشته شود، چیزی است که تقریباً همهی انسانها برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
با این حال، گاهی اوقات عشق میتواند به شکلی ناسالم نیز ظاهر شود. در واقع این حالتهای ناسالم و گاهاً مخرب برخی افراد را وادار میکند که به شیوههای عجیب و غریب و غیرمنطقی، رفتارهایی بروز دهند که به ضرر خودشان و افرادی است که دوستشان دارند.
اعتیاد به عشق در واقع حالتی است که باعث میشود فرد عاشق، تمایلاتی ناسالم و وسواسگونه نسبت به معشوق خود پیدا کند.
برای شخصی که به عشق معتاد است، ایجاد و حفظ روابط سالم نیز چالشبرانگیز است. افراد مبتلا به این نوع اعتیاد معمولاً معیارها و انتظارات غیر واقعی از عشق دارند و هنگامی که این موارد برآورده نمیشوند، منجر به بدتر شدن بیشتر وضعیت روحی آنها میشود.
اینگونه افراد اغلب با شریک زندگی خود رابطهی ناسالمی دارند و به دنبال کنترل آنها هستند. مانند سایر اشکال اعتیاد، فردی که به عشق معتاد است ممکن است رفتارها و تکانههایی از خود نشان دهد که خارج از کنترل اوست. با این حال، با درمان و مراقبت مناسب، این افراد میتوانند رفتارها و نگرشهای ناسالم خود را نسبت به روابط عاشقانه تشخیص بدهند و یاد بگیرند که چگونه روابط سالم و محبتآمیزی ایجاد کنند.

علائم و نشانه های اعتیاد به عشق
علائم اعتیاد به عشق از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما متداولترین نشانهی آن، الگوی توجه ناسالم به شریک زندگیتان است که باعث میشود شما در تعامل با او دچار وسواسهای اجباری شوید، مانند تماس زیاد با او یا حتی تعقیب کردن و چک کردن گوشی او.
اعتیاد به عشق اغلب خود را در قالب احساسات و رفتارهای زیر نشان میدهد:
· احساس نیاز دائمی برای حضور در یک رابطهی عاطفی
· تعهد به دیگری و عاشق شدن، بدون اینکه واقعاً شناختی از طرف مقابل داشته باشد.
· در جستجوی عشق دائماً از یک رابطه به رابطه دیگر وارد میشوند.
· هرگز در یک رابطه احساس رضایت نمیکند.
· وسواس و وابستگی بیش از حد به نسبت به شریک زندگیاش
· ماندن در یک رابطهی بد و مبتنی بر سوءاستفاده تنها به این خاطر که در یک رابطه باشد.
· ابتلا به افسردگی شدید و رفتارهای مخرب پس از جدایی از شریک زندگیاش
· فداکاریهای شخصی برای جلب رضایت شریک زندگیاش
· بیتوجهی به نیازهای خودش یا خانوادهاش، تنها به خاطر همراهی شریک عاطفیاش
· فاصله گرفتن از دوستان و نادیده گرفتن مسئولیتهای شخصی و مالی، هنگامی که در یک رابطهی عاطفی است.
· احساس حسادت و مالکیت نسبت به شریک زندگیاش زمانی که او با افراد دیگر صحبت میکند یا وقت میگذراند.
· وقتی که یک شریک عاطفی ندارد احساس گم شدن یا جداشدگی به او دست میدهد.
· احساس وابستگی بیش از حد به شریک زندگی خود
· اولویت دادن به رابطهای که با شریک زندگی خود دارد بر هر رابطهی شخصی دیگری در زندگیاش، گاهی تا حدی که از سایر روابط شخصی که با خانواده و دوستانش دارد کاملاً غفلت میکند.
· زمانی که تلاشهای عاشقانه او و همسرش متقابل نیست، دچار احساس افسردگی میشود.
· تلاش مداوم برای برقراری رابطهی عاشقانه حتی با شخصی که میداند برای او مناسب نیست.
· ترک روابط ناسالم یا سمی برای این افراد دشوار است.
· تصمیم گیریهای نادرست به دلیل احساساتی که نسبت به شریک زندگی خودش دارد (مثلاً ترک شغل یا قطع رابطه با خانواده).
· افکار و نگرش وسواسگونه و ناسالم در مورد همسر یا نامزد خود به حدی که زندگی او را مختل میکند.
· اشتباه گرفتن تجربیات شدید جنسی با عشق
· مدام در جستجوی یک رابطه عاشقانه هستند.
· هنگامی که در یک رابطه هستند، تمام انرژی خود را برای راضی کردن طرف مقابل میگذارند و مدام از ناراحتی او هراس دارند.
· ناتوانی در حفظ یک رابطهی صمیمی پس از از بین رفتن تازگی و هیجان اولیه
· احساس تنهایی برای آنها غیر قابل تحمل بوده یا از نظر عاطفی دشوار است.
· هنگامی که در یک رابطه نیستند، به طور اجباری از روابط جنسی و فانتزیپردازی برای پر کردن تنهایی و احساس خلاء خود استفاده میکنند.
· اغلب شرکایی را برای روابط خود انتخاب میکنند که از نظر عاطفی در دسترس نیستند و یا به لحاظ کلامی یا فیزیکی رفتاری آزاردهنده دارند.
· معمولاً شرکایی را انتخاب میکنند که نیاز به توجه و مراقبت زیادی دارند اما نیازهای عاطفی یا فیزیکی آنها را برآورده نمیکنند یا حتی سعی در برآورده کردن آنها نیز ندارند.
· شرکت در فعالیتهایی که به آن علاقهای ندارند یا مغایر با ارزشهای شخصی آنها است تنها به این خاطر که شریک عاطفی خود را حفظ کنند یا او را راضی نگه دارند.
· چشمپوشی از علایق، باورها یا دوستیهای مهم برای به حداکثر رساندن زمانی که در رابطه به سر میبرند یا صرف جلب رضایت شریک عاشقانهی خود میکنند.
· استفاده از رابطه جنسی، اغوا کردن، و دستکاری روانی (احساس گناه، شرم) برای «به دام انداختن» یا نگه داشتن شریک زندگیشان
· استفاده ابزاری از رابطه جنسی یا روابط عاشقانه شدید برای تحمل تجربیات یا احساسات دشوار
· از دست دادن فرصتها و موقعیتهای مهم خانوادگی، شغلی یا اجتماعی به خاطر وقت صرف کردن افراطی برای روابط عاشقانه یا جنسی
· بازگشت مکرر به روابط غیرقابل کنترل یا دردناک قبلی، علیرغم قولی که به خودشان یا دیگران برای انجام ندادن این کار دادهاند
در حالی که در همهی روابط عاشقانه ممکن است حداقل گاهی برخی از علائم بالا دیده شود، اما در اعتیاد به عشق معمولاً الگوی ثابتی از یک یا چند (معمولاً چند) نشانه وجود دارد، و این الگو منجر به پیامدهای منفی و مداوم در زندگی افراد میشود که در نهایت تشدید هم میشوند.
در سال ۲۰۱۹، برخی از محققان چارچوبی را برای کمک به شناسایی اختلال اعتیاد به عشق ایجاد کردند که «فهرست اعتیاد به عشق» نام داشت. این فهرست شامل یک سری سؤال است که میتواند برای ارزیابی تشخیص اعتیاد به عشق استفاده شود.
بر مبنای این فهرست، یک سایت پرسشنامه ای طراحی کرده است که می تواند به شما بگوید که آیا لازم است این موضوع را مورد پیپیری بیشتری قرار دهید؟
لینک پرسشنامه:
https://www.psycom.net/love-addiction-quiz
علل و عوامل زمینه ساز اعتیاد به عشق
مانند تمام اعتیادها، اعتیاد به عشق نیز میتواند هر کسی را تحت تأثیر قرار دهد. با این وجود، برخی افراد بیشتر از دیگران مستعد ابتلا به این نوع اعتیاد هستند.
باید توجه داشته باشید که اعتیاد به عشق بر خلاف اسمش که ممکن است جالب به نظر برسد، برخواسته از کمبودها و خلأهایی در فرد است که برای به عنوان راه حلی اشتباه و آسیب زا از سمت فرد انتخاب شده است. این حس ممکن است از طرف اطرافیان در وجود فرد جوانه زده باشد و حالا او برای رسیدگی به گیاه اعتیاد به عشقش، به شما مراجعه کرده باشد. پس لازم است تا حد ممکن عواملی که فرد را بیشتر در معرض خطر ابتلا به این اعتیاد قرار میدهند را بشناسیم:
· سابقهی خانوادگی: اعتیاد به عشق میتواند یک الگوی رفتاری آموختنی باشد و اگر کودکی در خانهای بزرگ شود که یکی از والدین او معتاد به عشق باشد، ممکن است آن کودک به این باور برسد که این رفتار طبیعی است و بنابراین این چرخهی معیوب را ادامه دهد.
· وضعیت هورمونی: برخی از افراد سطح هورمونی بالاتری نسبت به دیگران دارند. این مسأله میتواند بر میل جنسی و عواطف آنها تأثیر بگذارد. کسانی که سطوح بالایی از هورمونهای جنسی دارند ممکن است بیشتر در معرض ابتلای به این نوع اعتیاد باشند.
· تجربیات آسیبزا: کسانی که در دوران کودکی یا در اولین روابط خود مورد آزار عاطفی، فیزیکی یا جنسی قرار گرفتهاند، ممکن است بیشتر مستعد ابتلا به اعتیاد جنسی یا عشقی باشند. تجربه (های) آسیبزا تنها الگویی است که آنها از یک رابطه در ذهنشان دارند. عزتنفس پایین و احساس بیارزشی میتواند فرد را به جستجوی عشق و رابطه جنسی در مکانهای نامناسب و با افراد نامناسب سوق دهد. این تجربیات لزوما در دوران کودکی نیستند، بلکه مهم تلقی کردن این تجربه ها برای فرد اهمیت دارد. مثلا ممکن است کسی پس از عدم توفیق در مسیر شغلی اش، با پایین آمدن عزت نقسش، درصدد ایجاد ارتباطات جدید عاشقانه بیافتد. یا پس از از دست دادن عزیزانش، در پی جبران کمبودهای عاطفی، درگیر روابط عاشقانه اعتیادگونه شده باشد.
· روابط نامناسب قبلی: افرادی که در گذشته رابطهی بدی را پشت سر گذاشتهاند، ممکن است احساس کنند که فرد بیلیاقتی هستند یا به طور وسواسگونه به دنبال تجربه کردن حس عاشقی باشند. اینگونه افراد ممکن است روابط متعددی را تجربه کنند تا عشق واقعی را حس کنند و در پایان هم از تلاش خود سرخورده و ناامید شوند. یا حتی ممکن است برای مدتی طولانی در روابط تحقیرآمیز و خشونتبار بمانند و احساس کنند که این تنها چیزی است که لیاقتش را دارند. سهم روابط نامناسب قبلی، در شکل گیری روابط عاشقانه اعتیاد گونه را باید جدی گرفت. بسیاری از مواقع روابط اعتیادگونه، در واکنش به یک رابطه از دست رفته شکل می گیرند و این روابط همین طور ادامه پیدا می کند. توصیه این است که در هر رابطه ای که در شرف اتمام بود، از یک متخصص کمک بگیرید تا با سلامت کامل بتوانید آن را پشت سر بگذارید
سایر محرکهای رایج اعتیاد به عشق عبارتاند از:
برخورد با مسأله رها شدن در گذشته، داشتن عزتنفس پایین، تجربه آزار عاطفی یا جنسی در گذشته، تجربه یک رابطه آسیبزا، آسیبهای دوران کودکی

الگوهای مختلف اعتیاد به عشق
افرادی که با اعتیاد به عشق دست و پنجه نرم میکنند، معمولاً از ۴الگوی کلی در رابطه با این اختلال پیروی میکنند:
· معتاد به عشق وسواسی/ اجباری
· معتاد به عشق وابسته
· معتاد به عشق خودشیفته
· معتاد به عشق دوسوگرا
عشق وسواسی / اجباری: مشکل اصلی گروه وسواسی/ اجباری جدا شدن از شریک زندگیشان است، حتی اگر رابطه آنها دیگر سالم نباشد یا همسرشان از نظر عاطفی از آنها دور باشد.
عشق وابسته: گروه بعد، یعنی افراد معتاد به عشق وابسته از شریک زندگی خود به عنوان منبع عزتنفس و حس خود ارزشمندی استفاده میکند. آنها همیشه طرف مقابلشان را در روابط مختلف خوشحال میکنند، به این امید که از طرف او تأیید و اعتبار بگیرند. اگر شریک عاطفی این افراد فردی وابسته باشد، ممکن است این مسأله در اوایل رابطه مشکلی ایجاد نکند، اما اگر شریک آنها به دنبال فردی بگردد که از نظر عاطفی مستقلتر باشد، طبیعتاً رنجشهایی میتواند ایجاد شود.
معتادان به عشق وابسته معمولاً در روابط خود به دنبال یافتن ارزشها هستند و ممکن است در این مسیر تا حد خستگی و ناتوانی محض پیش بروند، به عنوان مثال این افراد با شریکی که اعتیاد دارد یا از نظر عاطفی در دسترس نیست هم ارتباط برقرار میکنند و سعی میکنند تا به او کمک کنند و زندگی او را تغییر دهند.
در اعتیاد به عشق وابستگی شدیدی بین فرد و شریک زندگیاش وجود دارد. معتادان به عشق از شریک زندگی انتظار دارند که به آنها هدف بدهد، اما در دراز مدت هیچ وقت نمیتوانند عشق را از شریک زندگی خود دریافت کنند و این امر باعث ایجاد یک شکاف عمیق بین آنها میشود.
عشق خودشیفته: معتادان به عشق خودشیفته، در روابطشان خود را در موقعیتی قدرتمند قرار میدهند. آنها در واقع شریک زندگی خود را استثمار میکنند و از آنها به عنوان منبع کسب توجه، تقویت اعتماد به نفس، فردی فرمانبردار و مطیع استفاده میکنند. علاوه بر این، آنها میتوانند با نادیده گرفتن شریک زندگی خود و رفتار خودخواهانه، به شدت با شریک زندگی خود بدرفتاری کنند. با وجود این، بین آنها و شریک زندگیشان وابستگی وجود دارد.
عشق دوسوگرا: در نهایت، معتاد به عشق دوسوگرا (یا اجتنابی) نیز کسی است که از صمیمیت واقعی اجتناب میکند. آنها از آن دسته افرادی هستند که هیچگاه عشقهای گذشته برای آنها تمام نمیشود، معمولاً درگیر روابط یک طرفه (عشق نافرجام) میشوند و میتوانند روابط خود را به راحتی خراب کنند. علاوه بر این، آنها به توهم روابط نیز معتاد هستند اما ممکن است در واقعیت از طرف مقابل خود اجتناب کنند یا در مورد نزدیک شدن به او فردی ناسازگار باشند.
افراد مبتلا به هر یک از این الگوهای اعتیاد به عشق میتوانند از رابطه جنسی برای حفظ وابستگیهای ناسالم، دروغ گفتن، دستکاری، برجستهنمایی دروغین روابط گذشته یا حتی تهدید شریک زندگیشان در صورت تصمیم به ترک رابطه استفاده کنند.

توصیه هایی درباره اعتیاد به عشق
اختلال در انتخاب! اگر می خواهید وارد رابطه جدیدی شوید، باید بسیار توجه داشته باشید که طرف مقابل شما دچار این آسیب نباشد. اگر فرد مقابلتان تجربه روابط متعدد داشته است یا نتوانسته است با هیچ کدام از افراد قبلی رابطه بلند مدتی داشته باشد یا ... (هر کدام از نشانه هایی که گفته شد)، همه می توانند زنگ خطری برای تجدید نظر کردن در رابطه شما باشند. چون دریافت محبت و چشیدن حس دوست داشتنی بودن بسیار شیرین است، ممکن است شما از این علائم و نشانه ها چشم پوشی کنید، اما توجه داشته باشید که این حس پایدار نخواهد بود و فردی که اعتیاد به عشق دارد، به زودی در رابطه با شما به مشکل خواهد خورد.
از طرفی، اگر علائم و نشانه هایی که گفته شد را، در خود می یابید و حس می کنید که ممکن است در دام اعتیاد به عشق افتاده باشید، هر چه زودتر نسبت به درمان آن اقدام کنید تا بیشتر از این آسیب نبینید و آسیب نرسانید!
درمان اعتیاد به عشق میتواند تا حدودی مشکل باشد. یک شکل رایج درمانی که در درمان اعتیاد استفاده میشود، درمان شناختی-رفتاری (CBT) است. با این نوع درمان، درمانگر شما برای کشف الگوهای فکری مشکلساز که میتواند در تحریک رفتارهای اعتیادآور شما نقش داشته باشد، با شما همکاری خواهد کرد. درمانهایی مانند درمان شناختی رفتاری میتواند به آگاهی فرد معتاد به عشق کمک زیادی بکند، زیرا به این طریق او نسبت به افکار خودآگاه میشود.
در مورد اعتیاد به عشق، اغلب اوقات، در وجود فرد یک احساس شرم و خلأ اساسی وجود دارد که نیاز به درمان و آگاهی دارد. علاوه بر این، رفتارهای وسواسی و اضطرابی نیز ممکن است رخ بدهد که افراد معتاد به عشق به تنهایی قادر به کنترل و درمان آن نیستند.
در مواردی که اضطراب وجود دارد، مدیتیشن و تکنیک خود شفقتی میتواند معجزه کند و فرد را روی منشأ درد و رنجش متمرکز کند و در عین حال به او اجازه میدهد که ارزش خودش را درک کند و خلاء وجودیاش را پر کند.
در مورد درمان تروما نیز درمانگران میتوانند با کشف الگوهای ناسالم دوران کودکی یا بزرگسالی فرد که میتوانند بر رفتار ناسالم فعلی او تأثیر بگذارند، به درمان فرد کمک کنند. در نهایت، داروهای افسردگی یا اضطراب نیز میتواند با تجویز پزشک برای فرد مفید باشد.
خلاصه ای از مطالبی که نوشته شده است را در این پست اینستاگرام حامین مدیا می توانید ببینید
نویسنده: علیرضا عظیمی
منابع:
https://psychcentral.com/blog/the-process-of-love-addiction-withdrawal#looking-forward
https://www.verywellmind.com/what-is-love-addiction-5210864
https://www.recoveryranch.com/addiction-blog/what-are-the-most-common-indicators-of-love-addiction/
https://www.primroselodge.com/behavioural-addictions/sex-love/