نمایشگاه کتاب ؛ برم ؟ نرم ؟

امسال تصمیم گرفته بودم به نمایشگاه کتاب نروم . بعد از نمایشگاه پارسال که در غرفه ی سوره ی مهر و بین جمعیت برق ها قطع شد و من گرما زده شدم و هیچ چیز از تماشای کتاب ها نفهمیدم !

از آن که بگذریم رویکرد جدیدی پیدا کرده ام و آن مطالعه در راستای نیاز است . به قول معروف اول چاه را بکن بعد منار را بدزد . وقتی بدون احساس نیاز همینطور دیمی اطلاعات را به ذهنمان راه می دهیم ، به قول استاد صفایی حائری آماس می کنیم و نتیجه اش کلی علم دسته بندی نشده و بی عمل است . آنجا که می گوید :

« ما پيش از آنكه تشنه شده باشيم، نوشيده ‏ايم و پيش از آنكه به اشتها آمده باشيم و با سؤال‏ها گلاويز شده باشيم، خود را تلنبار كرده ‏ايم و پيش از آنكه به معناها دست يافته باشيم، به كلمه ‏ها رسيده‏ ايم و اين است كه باد كرده‏ ايم و با آنكه زياد داريم، مريض و بى‏ رمق هستيم و ...»

وقتی هنوز نیاز را درک نمی کنیم ، در صفحه ی اینستاگراممان از همه می خواهیم ما را در نوشتن لیستی برای خرید یاری دهند .

قدیم تر ها می گفتند هر کتابی ارزش یک بار خوانده شدن را دارد . آن زمان این حرف درست به نظر می رسید . اما در دنیای امروز که دارد از حجم محتوا منفجر می شود این حرف اصلا به کار نمی آید !

اما راستش را بخواهید تبلیغات دارد وسوسه ام می کند و همین امروز و فرداست که من هم راهی بزم تماشای کتابها راهی شوم .

نظر شما چیست ؟

بگذارید قبل از اتمام متن این جمله را هم از استاد حائری شیرازی اضافه کنم :

« استعمار یعنی تعطیل فکر. نه به آن معنا که اجازه ندهد شما فکر کنید، بلکه به آن معنا که فرصت ندهد شما فکر کنید. آن هم نه به این صورت که اگر فکر کردید شما را بزند؛ نه، بلکه اجازه ندهد نیازها، شما را به فکر وادارد. می خواهد به مجرد اینکه نیازی پیدا کنید از شما رفع نیاز کند. این یعنی تعطیل فکر.
استعمار می خواهد به جای شما فکر کند، شما را آماده خور خودش قرار بدهد. به جای شما در قضیه فکر کند و محصولات فکرش را به صورت ۳۰۰ کتاب یا ۴۰۰ کتاب در اختیار شما بگذارد و بعد هم هر کسی این مطالب را قبول و باور داشته باشد و به کار ببندد به او لقب کارشناس، توانمند، مدیر، مدبر و فرهیخته بدهد. یک امر ضد ارزشی را ارزش جلوه می دهد. »

خلاصه که خیلی جای فکر دارد .