
عمل قلب باز، یک مداخله نجاتبخش است؛ اما پایان راه درمان بیمار قلبی نیست. آنچه مسیر بهبودی را تکمیل میکند؛ مرحلهای بسیار مهم به نام «بازتوانی قلبی» است؛ مرحلهای که به بیمار کمک میکند تا به زندگی عادی بازگردد، توان جسمیاش را بازیابد و از عود علائم یا بستری مجدد جلوگیری شود.
توانبخشی قلب یک مسیر چندوجهی است، که شامل فعالیتهای فیزیکی، آموزشهای رفتاری و اصلاح سبک زندگی میشود.
این مقاله به شما نشان میدهد، که چرا بازتوانی قلب ضروری است؛ چه مراحلی دارد و چگونه میتوان آن را مؤثرتر اجرا کرد.
با وجود نتایج بسیار مثبت بازتوانی قلبی بر بیماران، آمارها نشان میدهد که تعداد کمی از بیماران قلبی، از آن استقبال میکنند؛ مثلا در آمریکا، تنها یکچهارم بیماران نیازمند به انجام این فرایند، برنامههای توانبخشی خود را پیگیری میکنند.
این در حالی است؛ که با شرکت در برنامه بازتوانی بعد از عمل قلب باز، بای پس عروق کرونر و...، احتمال مرگ این بیماران در 5 سال بعد زندگیشان تا 35 درصد کاهش مییابد.
«منبع: doctorghavidel»
عمل قلب باز فشار زیادی به بدن وارد میکند. کاهش توان عضلات، درد، بیحوصلگی، ترس از فعالیت و حتی افسردگی، مشکلاتی هستند که برخی بیماران پس از جراحی با آن روبهرو میشوند. بدون بازتوانی قلبی، این مشکلات میتوانند روند بهبودی را طولانی کنند یا حتی باعث بازگشت علائم قلبی شوند.
تحقیقات ثابت کردهاند؛ بیمارانی که برنامه بازتوانی را کامل طی میکنند؛ طول عمر بیشتری دارند؛ کیفیت زندگیشان بالاتر است و کمتر به بستری مجدد نیاز پیدا میکنند.
فرآیند بازتوانی قلبی از همان روزهای ابتدایی پس از جراحی آغاز میشود؛ گاهی حتی در بخش مراقبتهای ویژه. هدف اولیه، پیشگیری از عوارض بیحرکتی مثل لخته خون یا عفونت ریه است.
بیمار با کمک پرستار و فیزیوتراپیست، تمرینات تنفسی انجام میدهد؛ پاهای خود را حرکت میدهد و سپس بهتدریج مینشیند و قدم برمیدارد.
با ترخیص از بیمارستان، توانبخشی قلب وارد مرحله جدیدی میشود؛ فعالیتهای برنامهریزیشده، رژیم غذایی خاص، کنترل دارویی، حمایت روانی و پیگیری پزشکی.
بهترین زمان شروع برنامه توانبخشی قلبی چه موقع است؟
این برنامه میتواند از بیمارستان آغاز شود؛ اما معمولاً پس از بازگشت به خانه انجام میشود. این برنامه معمولاً شامل سه جلسۀ یکساعته در هفته، به مدت ۸ تا ۱۲ هفته است؛ یعنی مجموعا 24 تا 36 ساعت.
تمرینات ورزشی، ستون اصلی بازتوانی
فعالیت بدنی منظم و کنترلشده، مهمترین بخش بازتوانی قلبی است. این تمرینات با هدف افزایش ظرفیت تنفس، تقویت عضلات، کاهش فشار خون و کاهش چربی خون طراحی میشوند.
پیادهروی آرام، دوچرخهسواری ثابت، حرکات کششی ملایم و تمرینات تنفسی، بخشی از این برنامهاند. هر تمرین باید تحت نظر پزشک یا فیزیوتراپیست انجام شود تا از فشار بیش از حد بر قلب جلوگیری شود.
بعد از عمل، باید رژیم غذایی بیمار تغییر کند. تغذیه نامناسب میتواند باعث بازگشت علائم یا اختلال در بهبودی شود.
کاهش نمک، چربیهای اشباع، قندهای ساده و افزایش مصرف سبزیجات، فیبر و مواد مغذی، به عملکرد بهتر قلب کمک میکند. همچنین، تنظیم وزن و پیشگیری از چاقی، در این دوره بسیار ضروریست.
یکی از مهمترین اقدامات برای بهبود سریعتر بیماران قلبی، استفاده از غذای مفید برای قلب و اصلاح رژیم غذایی بیماران است. بهطور کلی، لازم است چربیهای اشباع و ترانس، از برنامه غذایی بیماران قلب و عروق حذف گردد.
بسیاری از بیماران پس از عمل دچار اضطراب، ترس از مرگ، یا احساس ناتوانی میشوند. بیخوابی، بیمیلی به فعالیت یا افسردگی خفیف، علائمی طبیعی در روزها یا هفتههای نخست است.
دریافت حمایت روانی، گفتوگو با روانشناس یا شرکت در جلسات گروهی میتواند تأثیر چشمگیری در تسریع روند بهبود داشته باشد.
بازتوانی قلب موفق بدون آموزش و همراهی خانواده ناقص خواهد بود. بیمار باید بداند که چطور داروهایش را مصرف کند؛ چه علائمی را جدی بگیرد و چهوقت به پزشک مراجعه کند. خانواده نیز باید به او در اجرای تمرینات، تغذیه مناسب و مدیریت استرس کمک کنند.
همچنین ویزیتهای منظم پس از عمل، بخشی ضروری از برنامه بازتوانی قلب هستند. پزشک در این جلسات، عملکرد قلب را ارزیابی میکند، آزمایشها را بررسی میکند و در صورت لزوم برنامه ورزشی یا دارویی را تنظیم میکند.
بازتوانی قلبی، فرصتی است برای بازسازی نهفقط جسم، بلکه شیوه زندگی. بیمار در این مسیر میآموزد که چگونه از قلبش محافظت کند؛ چطور از عادتهای مضر دوری کند و چطور با مسئولیت بیشتر، سلامت خود را مدیریت کند.
در برنامهریزی برای فرایند توانبخشی، همکاری چند متخصص لازم است. متخصص تغذیه، متخصص ورزش و پزشک متخصص قلب و عروق، باید در یک همکاری همهجانبه برای بهبود شرایط بیمار تلاش کنند. عملکرد صحیح هر سه پزشک متخصص، مدت دوران نقاهت بیمار را، بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
اگرچه مسیر بازتوانی چند هفته یا حتی چند ماه طول میکشد؛ اما نتایج آن ماندگار است:
بازتوانی قلب بعد از عمل قلب باز، نقطه پایان درمان نیست، بلکه پلی است میان «بیماری» و «زندگی دوباره». این مسیر اگر با دقت، استمرار و حمایت طی شود، نهتنها عملکرد قلب را بهبود میبخشد؛ بلکه کیفیت زندگی را نیز بالا میبرد.
توصیه من به تمام بیماران این است که با صبوری، نظم و امید، مسیر بازتوانی را جدی بگیرند. قلب، عضوی شگفتانگیز است؛ اگر به آن فرصت بازسازی بدهید، شما را شگفتزده خواهد کرد.