ویرگول
ورودثبت نام
حسن شیخ
حسن شیخبه تماشای من تویی. شهرساز، تحیل‌گر داده، عاشق سفال و گیاهان
حسن شیخ
حسن شیخ
خواندن ۳ دقیقه·۷ سال پیش

سفیدخوانی کتاب خلق یا نفرت از دن نوریس

سفیدخوانی برداشت‌ها و تفکرات ما از از سطرهای نانوشته کتاب است. آن کلماتی که نوشته نشده اما ما با نیروی شهودمان از لابلای کلمات برداشت می‌کنیم و زیرلب می‌گوییم «درسته همینه! خودشه. البته اینم می‌شه.». سفیدخوانی یک جور وصل کردن ایده‌های سرگردان ذهنمان با نوشته است.

نقاطی که در سفیدخوانی به هم وصل می‌شوند.
نقاطی که در سفیدخوانی به هم وصل می‌شوند.

کار من از سفید خوانی کتاب گذشته است. گاهی کتابی بدست می‌گیرم و در رویاها و تفکرات خودم شناور می‌شوم، خصوصا آن که کتاب توان به پرواز درآوردن اندیشه را داشته باشد. در این حالت به جای یکبار شاید دو یا سه بار باید کتاب را بخوانم تا افکار نویسنده را واکاوی کنم و به عمق‌ش برسم. کتاب «خلق یا نفرت» به خاطر چند ویژگی اساسی از جنس همان کتاب‌هاست.

اول آن که زبان ساده‌ای و سبکی دارد؛ به همین خاطر خواننده درگیر کلمات سنگین و پرطمطراق نمی‌شود و می‌تواند در کتاب غوطه‌ور شود. دوم، کتاب با نگاهی جدید مفاهیمی مانند موفقیت، خلاقیت، تنبلی و شکست را مطرح می‌کند. چنین موضوعاتی عام و کلی تا حدودی به دل برمی‌گردند و هر کس از ظن خود یارش می‌شود. پس طبیعی است که سفیدخوانی هم بخشی از فرایند مکاشفه و خوانش کتاب باشد. و نهایتا این که مطالب از تجربه دست اول و عملی می‌آیند و تا هنگامی که در زندگی پیاده نشوند، عمق و محتوای آن به تمامی درک نمی‌شود. همان‌طور که پروژه یادگیری سریع گفتم، غایت یک کتاب را در عملی کردن و درهم‌آمیختنش با زندگی روزمره می‌بینم.

کتاب در کنار شیرچایی با نبات
کتاب در کنار شیرچایی با نبات

خوشبختانه مترجم در صفحه اینستاگرام‌ش شرحی بر کتاب می‌دهد و گاه و بی‌گاه انتشارات ترجمان بخش‌هایی از کتاب را نقل قول می‌کنند. همین تلنگرهای کوچک کافی است تا خواننده زیرک دوباره با کنجکاوی بیشتری به سمت کتاب کشیده شود.

شاید کتاب را نخرید پس آن را در سه جمله بهتان می‌گویم:

۱- بسیاری از ما می‌خواهیم کاری انجام دهیم اما به هر دلیلی هوله می‌رویم و سرباز می‌زنیم. ما عموما ذهنیت‌های عجیب غریبی برای کار نکردن داریم و توانایی خودمان را دست کم می‌گیریم.

متاسفانه ما فرهنگ خلاق و پویایی در کشتن و سرکوب انگیزه‌ها داریم. از خانه و مدرسه شروع می‌شود و در دانشگاه و محل کار ادامه پیدا می‌کند. آن‌هایی که اعتمادبنفس کافی ندارند، آن را به دیگران منتقل می‌کنند.

۲- نفرت علیه خلاقیت ما کار می‌کند و به طور هوشمندانه‌ای ما را از ساختن چیزها متوقف باز می‌دارد.

نفرت مشابهت زیادی با ذهنیت ثابت دارد.

۳- نفرت را می‌توان کنترل کرد و برآن سوار شد. برای غلبه بر نفرت، حضور آن را بپذیرید و آن را هر زمان که سرش را پنهان می‌کند تشخیص دهید.

۴- اگر ما آنچه را که می‌خواهیم بسازیم، جهان جای بهتری می‌شود. نفرت ما را از ساختن چیزها متوقف می‌کند. هنر اصلی ما کنترل نفرت است!

۵- افراد موفق یک کاری می‌کنند. (بیکار و بی‌تفاوت نمی‌نشینند) و همین کار کردن، راه را برای رشد و آفرینش باز می‌کند.

به شخصه از این فرهنگ که در اروپایی‌ها، چینی‌ها، ژاپنی‌ها، کره‌ای‌ها و همه افراد موفقی که با آن‌ها کار کرده‌ام خوشم می‌آید که با وجود همه مشکلات، تمرکزشان را از کارشان از دست نمی‌دهند. حتی اگر یک قدم به سمت هدف نزدیک شوند، آن را محترم می‌شمارند. چندین بار در پروژه‌های گروهی من همراه تیم از خطوط ساده و چیزهای ابتدای شروع کردیم و و نتیجه کارمان خوب شد. یکبار نتایج ارزیابی کارمان در یکی از روزنامه‌های محلی سوئد چاپ شد.

این خلاصه مختصر مفید کتاب، اما صادقانه اعتراف کنم کتاب به مراتب بهتر از این‌هاست. ریزه‌کاری‌های سودمند زیادی دارد و نویسنده مطلب‌ش را با داستان‌ها، مثال‌ها و خاطرات به خوبی پخته است.



خلاقیتموفقیتکتاب
۳۱
۲
حسن شیخ
حسن شیخ
به تماشای من تویی. شهرساز، تحیل‌گر داده، عاشق سفال و گیاهان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید