ویرگول
ورودثبت نام
دختر ماه؛
دختر ماه؛پرسیدم از خودم که چرا زنده ام هنوز؟! عشقت کشید یک تنه جور جواب را...
دختر ماه؛
دختر ماه؛
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

خیاله شیرین ؛

در فراسوی آن چشمان سیاه..در میان طبیعتی که در نظر است ...در کنار آن بیشه های پراکنده... پرندگان در فراز پروازند

در آن سوی راه ...در آن تاریکی پرنده ای با بال های شکسته در تقلای حضور در منظر نگاه دوست خاعشی دارم ... تمنا میکنم پرده های این مکتب راز آلود را که به کمک آن بند های به بالا کشیده شده که با هر بسته شدن آنها دلم را به اصارت می‌کشی ؛ببندی .و با آن پلک ها مرا در خیالت به آغوش بگیری ✨

خیال
۵
۰
دختر ماه؛
دختر ماه؛
پرسیدم از خودم که چرا زنده ام هنوز؟! عشقت کشید یک تنه جور جواب را...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید