درباره کتابی صحبت میکنیم که یکی از پرفروشترین رمانهای تاریخ محسوب میشود، پس لازم نیست که توصیه کنم آن را بخوانید. فقط چند خطی میخواهم در موردش بنویسم تا بدانید با چه شاهکاری طرف هستید.
رمان از زبان دختربچهای به نام اسکات در مورد زندگی و حوادثی که برای خودش و خانوادهاش در یک شهر کوچک اتفاق میافتد، بیان میشود. پدر خانواده که وکیل فرهیختهای است، درگیر پرونده دفاع از یک سیاهپوست میشود، در حالی که جو شهر به شدت آلوده به نژادپرستی است.
باید بگوییم که خود داستان چیز تازهای نیست و شاید صدها فیلم و داستان با ایدهها و موضوعهای مشابهش وجود داشته باشد. ولی چیزی که این رمان را بسیار خاص میکند، نحوه روایت آن است. تمام حوادث از دیدگاه اسکات و از زاویه دید او بیان میشوند. نویسنده حتی افکار و تخیلات ذهنی اسکات را هم با زبان خودش و به سادهترین و زیباترین حالت ممکن برایمان بیان میکند. توصیفها و جزئیاتی که اسکات از رابطه با پدرش یا حتی دوستان، فامیل، همسایهها و مردم شهر بیان میکند، نشان میدهد که یک دختربچه علیرغم سن کمش چطور تحلیل میکند و محیط و دنیای اطرافش را چطور میبیند و چقدر نسبت به اطرافیانش آگاهی دارد. و همینهاست که این رمان را اینقدر جذاب میکند؛ انگار که دارید دنیا را از درون ذهن و دریچه چشمهای یک دختر ۹ ساله میبینید.
جملات و توصیفهایی که اسکات از محیط اطرافش میکند، ساده، صادقانه و کودکانه هستند و همین باعث درک متقابل و لذت خواننده میشود. برخلاف بسیاری از رمانهای دیگر، در اینجا خبری از توصیفهای طولانی و پیچیده و پر از صفات پرطمطراق و حوصلهسربر از موقعیتها، مکانها و شخصیتها نیست.
فصلهای ابتدایی که هنوز وارد سیر اصلی داستان نشدهایم، واقعاً خندهدار، مهیج و البته زیباتر هستند، ولی در مجموع، کل رمان تحسینبرانگیز است و دنیای کودکی را به تمام معنا به تصویر میکشد.
جالب اینجاست که هارپر لی تنها دو رمان در طول عمرش نوشته و این اولینش بوده!
شک نکنید! کتابی خواهد بود که از خاطرتان نخواهد رفت.