بذارید رک بگم - به نظرم دیگه آموزش به شکل سنتی دیگه معنی نداره. واقعا دوره ویدئو های آموزشی تموم شده یا در آینده ای نزدیک تمام خواهد شد. سرچ که دیگه عملا از بین رفته، کسی دیگه سراغ Stackoverflow نمیره یا خیلی خیلی کم میره. شیوه برنامه نویسی و حل مساله خیلی تغییر کرده. ابزار های جدید بوجود اومدن، شیوه ها تغییر کرده...

قبلا تو یه پست در مورد اینکه آیا هوش مصنوعی برنامه نویس ها رو بیکار میکنه یا نه توضیح داده بودم. هنوزم پای حرفم هستم. هنوز هم به نظرم هوش مصنوعی نمیتونه جای کسی رو بگیره ولی مدل کار کردن ما خیلی رو عوض میکنه. نکته اساسی اینجاست که در پی این موج عظیم هوش مصنوعی و کلمه AI که روز و شب داریم میشنویم، این تغییرات غیر قابل انکار هستن.
البته این تغییرات محدود به دنیای برنامه نویسی نمیشن. مثلا روانشناسی، من مدت هاست که دیگه جلسات تراپی نمیرم، بیشتر به کمک هوش مصنوعی دارم با چالش های روزمره ام کنار میام و با اون پیش میرم. جالب ماجرا اینجاست که تشخیص های بسیار دقیق و درستی هم میده و راه کار هاش کاملا بر اساس سلایق، برنامه ها و اهدافی هست که قبلا از خودم گرفته.
یا برنامه ریزی مالی، مشاوره سرمایه گذاری، برنامه ورزشی، دنبال کردن اخبار، مشاوره برای انتخاب بهترین تنظیمات سیستم، انتخاب محله مناسب برای زندگی و .... عملا میتونم به جرات بگم، الان در دورانی زندگی میکنیم که واقعا هر کسی با هر سطحی از نیاز، میتونه کارشو به کمک هوش مصنوعی انجام بده.
حتی تو یکسال اخیر مبحث Agent ها و دستیار های هوش مصنوعی، پا رو فراتر گذاشتن و خیلی کار ها رو با اجازهی شما انجام میدن. بذارین یه مثال بزنم:
من با GPT صحبت میکنم و از احوال روزمره ام براش توضیح میدم، ازش راهکار میخوام که چطور میتونم حال روحیم رو بهتر کنم، از طرفی راجع به درآمدم و اینکه چطور سرمایه گذاری کنم باهاش صحبت میکنم. از طرف دیگه برای کمر دردم هم ازش کمک میخوام که راهنماییم کنه چه ورزش هایی رو انجام بدم.
پس با توجه به این اطلاعاتی که در اختیار این ابزار قرار گرفته، و با توجه به اینکه دیگه میتونیم بگیم همه این ابزار ها از قابلیت Memory پشتیبانی میکنن، یادشون هست که شما درگیر چه چیز هایی هستید، چه خط قرمز هایی دارید، الویت بندی شما چی هست و کلی چیز دیگه.
حالا میتونم بعد از گرفتن یه خروجی مناسب از GPT برای خوراک یه هوش مصنوعی دیگه به کمک Agent ها اطلاعات رو از GPT دریافت کنم و ازش بخوام که برنامه ۷ روز آینده من رو بر اساس نیاز های شخصی سازی شده من روی Google Calender برنامه ریزی کنه. توی این برنامه هفتگی از رسیدگی به کار های روزمره مثل نظافت و انجام وظایف شغلیم و Laundry (کلمه فارسی مناسب میشه لباسشویی ولی جالب نی) گرفته تا برنامه ریزی ورزش های کوتاه ۱۵ دقیقه ای بین کارم یا آخر روزم. حالا Google Calendar ام روی موبایلم هم نصب هست و برای هرکاری به من یه Notif میده که فلان موقع، زمان انجام اینکار هست.
ممکنه فکر کنید که خیلی ممکنه بره روی اعصابتون با این کار، اشکالی نداره! میتونید تنظیمات رو عوض کنید تا کمتر بهتون فشار بیاد. بعضی کار ها رو که خیلی ساده میتونید بدید n8n براتون به شکل خودکار انجام بده! مثلا اگه شمام مثل من یه خانواده پر جمعیت دارید که هر ماه تولد یه نفر هست و یادتون میره که بهش تبریک بگید، به جای اینکه دستی اینکارو کنید، میتونید به صورت اتوماتیک انجامش بدید، میدونم که مثلا Telegram قابلیت schedule رو داره ولی صرفا میخوام مثال بزنم براتون.
تولید محتوا که دیگه از ساده ترین کار هایی هست که میتونن انجام بدن، عملا شما میتونید یه تیم کامل اعم از ویراستار، استراتژیست و کلی رول دیگه که من بلد نیستم رو به کار بگیرید.
من تقریبا میتونم بگم مدت خیلی طولانی ای هست که کدی رو از صفر شروع نمیکنم، در عوض بهتر یاد گرفتم که مسائل رو به قسمت های کوچکتر تقسیم کنم و به کمک ابزار هایی مثل Cursor و مدل هایی مثل Claude دیگه بیشتر درگیر اینم که یه Prompt خوب بنویسم و ازش بخوام اون برام کار رو انجام بده و خودم تر تمیزش کنم و مرتبش کنم و بفرستم و بره بالا.
تجربه من شاید با شما متفاوت باشه، ولی شرکتی که الان توش مشغول هستم، نه تنها استفاده کردن از این ابزار ها رو دیگه کاملا عادی میدونن، بلکه حتی تشویق هم به استفاده شون میکنن و ابزار ها رو با لایسنس در اختیارمون قرار میدن. نگرانی ای هم در مورد اینکه روزی بخواد جای برنامه نویس ها رو بگیره نداریم (بار ها توسط افراد این سوال مطرح شده) چون بالاخره که یه نفر باید همچنان به این ابزار ها بگه که چطور کار کنن. پس داریم خودمونو تطبیق میدیم! خلاف جهت شنا نمیکنیم.
اول مطلب اشاره کردم و با مقدماتی هم که چیدم توضیح دادم که این ابزار ها اگر به شکل درست استفاده بشن میتونن چطور به کمکمون بیان. خلاصه که وقتی یه ابزار هوش مصنوعی در مورد شما اطلاعات کافی به دست بیاره، میتونه راه حل های منحصر به فرد شخص شما رو در اختیارتون بذاره. با ملاحظه تمام احوالات روحی شما، شرایط مالی شما و حتی زمان آزاد شما.
البته فراموش نکنیم، این ها تا جایی درست کار میکنه که شما اطلاعات بهش داده باشین، انتظار نمیتونیم داشته باشیم که از ناکجا همه چیز رو در مورد ما بدونن. اینکه شما انتخاب کنید این اطلاعات رو در اختیار این ابزار ها بذارید هم یه نکته دیگه است.
حالا ناظر بر همه این موارد، دیگه چه لزومی داره من وقتم رو بذارم پای یک محتوای ۵۰ ساعته که مثلا Javascript یاد بگیرم؟ در حالی که میتونم استارت کار رو خیلی ساده بزنم و هر جا که گیر میکنم از هوش مصنوعی بخوام که موضوع رو برام شرح بده، ساده سازی کنه، مثال بزنه، با سرعت خودم پیش برم، نیاز هام رو توضیح بدم که حتی خیلی مواقع وقت الکی هم نذارم.
پس به نظرم انقلابی در حوزه آموزش بوجود اومده و مطمینا گسترده تر هم خواهد شد.
مجدد با توجه به تاثیر غیر قابل انکاری که امروزه این ابزار ها توی زندگی ما گذاشتن، خیلی جاها توی خیلی هزینه ها میشه صرفه جویی کرد. من قبلا ماهی ۲۰۰ یورو هزینه مشاوره میدادم، شاید سالانه خیلی هزینه های پنهان دیگه داشتم که به خاطر عدم اطلاعات کافی خودم تو یک زمینه ای مجبور بودم یه سرویسی رو خریداری کنم. ولی الان خیلی از این هزینه ها کنار رفتن. حداقل برای من شخصا این مورد اتفاق افتاده.
سوال اساسی اینجاست که، پس با وجودی که امروز هوش مصنوعی میتونه این همه کار رو انجام بده، ما کجای داستانیم؟ ما باید چه کار کنیم؟
به نظر من حقیر، باید یاد بگیریم با تغییرات حرکت کنیم. استفاده از این ابزار ها رو درست یاد بگیریم. توقعات مون از این ابزار ها رو به شکل معقول داشته باشیم. یاد بگیریم که چطور فکر کنیم، چطور به شکل درست بتونیم سوال مون رو از این ابزار ها بپرسیم که بهترین نتیجه رو بگیریم.
در نهایت یادمون نره که این ها همه ابزار هستند نه چیزی بیشتر. در آخر آخر آخر داستان همه چیز برمیگرده به خود ما آدم ها.