تاثیر کار کردنم از نوجوانی روی مهارت های نرم تا به امروز
اولین بار که سر کار رفتم فکر کنم ۱۲ سالم بود. توی یه دفتر فنی که خدمات پلات و پرینت و کپی و صحافی و ... انجام میدادیم. خب من خیلی سنم کم بود و کسی خیلی جدیم نمیگرفت. از اونجا هم که مشتری هامون اکثرا دانشجو بودن همیشه با این موضوع چالش داشتم که وقتی وارد دفتر میشدن میپرسیدن خودشون نیستن؟ منم همیشه میگفتم کارتونو بدید انجام بدم. همینطوری که هاج و واج داشتن نگاه میکردن مقوایی که آورده بودن رو میگرفتم و وارد دستگاه پلات میکردم و خلاصه کارشونو انجام میدادم. تقریبا ۹۰ درصد آدمایی که میومدن انتظار نداشتن یه بچه اینطوری کارشونو انجام بده. این خیلی به من حس غرور میداد و از طرف دیگه به خاطر درآمدی که داشتم احساس استقلال میکردم.
خب موضوع تعریف خاطره اون روز ها نیست. موضوع اینه که به خاطر کار هایی که از اون موقع انجام دادم و اشتباهاتی که از روی بچگی و بی تجربگی کردم تا به امروز، همه شون باعث شدن همچنان که بزرگتر میشدم بهتر موقعیت ها رو درک کنم و این روی Soft Skill های من تاثیر خیلی خیلی مثبتی گذاشت. همچنان که تجربه کارم بیشتر و بیشتر میشد میتونستم مسائل رو تعمیم بدم و جلوی اشتباهات بعدی رو بگیرم.
توی این مطلب میخوام به گوشه ای از این مهارت ها اشاره کنم و بگم چی شد که یاد گرفتمشون. طبیعتا توی یک مطلب نمیشه به همه موارد اشاره کرد اما تا جایی که حوصله تون سر نره مینویسم.
بدون هیچ ترتیب و الویت خاصی:
خوش انرژی باشید. همکار ها، مدیر ها یا کاربراتون توی زندگی شما نیستن، طبیعیه که همیشه آدم حالش خوب نباشه ولی هیچکس دوست نداره با یه آدم بد اخلاق که با ۲ کیلو عسل هم نمیشه خوردش کار کنه یا بهش کار بسپره.
مشکلاتتون رو برای خودتون نگه دارید. سعی کنید تا جای ممکن مشکلات شخصی و کاری تون رو خودتون حل کنید. دیگران در بهترین حالت فقط میتونن به مشکلاتتون گوش بدن و کاری از دستشون بر نمیاد، بماند که شاید بعضی مواقع اوضاع رو بدتر هم میکنن.
حدود خودتون رو بدونید. اگر با کسی کار میکنید که از شما بزرگتره یا جنس مخالف شماست یا حتی از نظر شخصیتی احساس میکنید آدم حساسی هست مراقب رفتارتون باشید. حدود شوخی ها تون رو بدونید، سعی نکنید وارد زندگی شخصیش بشید و سوالای عجیب و غریب ازش نپرسید. ممکنه عواقب بدی داشته باشه.
کارتون رو به بهترین شکل انجام بدید ولی خودشیرین نباشید. تو هر جایی که هستید و دارید کار میکنید سعی کنید بهترین خودتون باشید، اگر کاری ازتون خواستن سعی کنید یکم بیشتر هم انجام بدید و بعد تحویل بدید. اما چشم و چال هکاراتونو در نیارید و فخر فروشی نکنید. همیشه در رو یه پاشنه نمیچرخه. سعی کنید به دیگران تو انجام دادن کاراشون کمک کنید ولی دخالت نکنید.
زیرآب زدن ممنوع، پشت سر همکارا یا مدیراتون با کسی صحبت نکنید. به هیچ عنوان پشت سر همکارا یا مدیراتون بین همکارای دیگه حرف نزنید. البته اگر دارید غر میزنید وگرنه تعریف کردن که مشکلی نداره. مطمئن باشید کسی که دارید باهاش این حرف ها رو میزنید و اون هم شما رو همراهی میکنه چند وقت بعد پشت شما هم همون حرف ها رو میزنه بنابراین به کسی بهونه ندید و اجازه هم ندید کسی بخواد پشت سرتون حرف بی ربط بزنه.
سعی کنید مشکلاتتون رو خودتون حل کنید. قبل تر هم به این موضوع اشاره کردم، اینجا منظورم اینه که اگر کاری رو نمیتونید انجام بدید بدون احترام به وقت همکارتون مزاحمش نشید. حتما قبلش ازش اجازه بگیرید یا ازش بپرسید و اگر فرصت و حوصله داشت بهش مراجعه کنید.
غر زدن ممنوع، ایده بدید. شما عملا میتونید نسبت به هر موضوع ریز و درشتی تو محل کارتون ناراضی باشید و اعتراض کنید. نکته اول اینکه غر زدن مشکلی رو حل نمیکنه که هیچ، حتی ممکنه فضا رو هم سمی کنه و باعث بشه همکارای دیگه هم احساس ناراحتی کنن. به جاش سعی کنید به کسی که میتونه این فضا رو تغییر بده یا مسئولیت داره مشکلات رو انتقال بدید و برای حل کردنشون هم ایده داشته باشید. صرفا بیان مشکلات چیزی رو حل نمیکنه، قشنگتره که همراه با بیان مشکلات، ایده هایی هم برای حل کردنشون داشته باشید.
هزینه ها و درآمد ها رو مدیریت کنید. در مورد میزان درآمدتون تو محل کار با کسی بهتره صحبت نکنید. البته این یه مورد کاملا شخصیه و ممکنه شما مشکلی باهاش نداشته باشید. ولی بهرحال نکته اساسی اینه که روی هزینه و درآمد هاتون کنترل داشته باشید. اگر حقوق بگیر هستید، باید حقوقتون رو تا آخر ماه مدیریت کنید. اگر شغل آزاد دارید هم باید حواستون به دخل و خرج باشه که به فنا نرید! این یه مهارت مهم زندگیه.
به افراد کم تجربه تر فضا برای رشد بدید. اگر کسی هستید که مسئولیت بالاتری دارید، جا برای جوان تر ها هم بذارید، اجازه بدید اشتباه کنن تا یاد بگیرن. دست کم نگیریدشون و سعی کنید بهشون انگیزه بدید. همونطوری باهاشون برخورد کنید که دوست داشتید تو موقعیت اونا با شما برخورد بشه. آدما رفتار خوب شما رو یادشون میمونه.
بین کار و زندگیتون، مرز داشته باشید. همه چیز کار نیست، سعی کنید بین زندگی و کار مرز داشته باشید. بدن نیاز به استراحت داره برای اینکه دوباره انرژیش رو به دست بیاره. برنامه های تفریحی داشته باشید، خانواده شما بالاترین الویت رو داره و نیاز داره که براش زمان بذارید. ورزش خیلی مهمه (کاش خودمم این مورد رو عمل میکردم). در کل برای اینکه پرفورمنس بالایی داشته باشید باید خوب استراحت کنید.
صبور باشید. خیلی از مشکلاتی که توی محل کار پیش میاد رو زمان حل میکنه. باید صبور باشید تا این زمان بگذره دیگه. یه وقتایی هم کاری از دست هیچکس بر نمیاد.
به آدما اهمیت بدید. سعی کنید به همکاراتون نشون بدید که براتون مهم هستن (البته با رعایت حد و حدود). تبریک تولد، وقت گذروندن باهاشون، هدیه گرفتن براشون و حتی خیلی چیزای کوچیک دیگه ممکنه روزشون رو حسابی بسازه. هرچی توی محیط ارتباطات شما با همکارا بهتر باشه محل کار شاد تری دارید. تاثیر خوشحالی دیگران روی خودتونم میتونید احساس کنید.
اشتباهتتون رو بپذیرید. وقتی اشتباهی انجام میدید، چه توی کار و چه توی ارتباط با آدما و میدونید که مشکل شما بودید قبولش کنید. عذرخواهی کردن به شما شخصیت و بزرگی میده و به هیچ وجه شما رو کوچیک نمیکنه.
قدردانی کنید. اگر کسی براتون کاری کرد حتما قدردانی کنید، حتی برای کار های کوچیک سعی کنید قدردانی خودتون رو نشون بدید. آدما دوست دارن که کارشون دیده بشه و حس کنن که کار بزرگ و مهمی براتون انجام دادن.
قطعا این موارد همه داستان نیست، پیشنهادم اینه این کتاب ها رو هم نگاهی بندازید:
کتاب Clean Coder اثر Robert C.Martin
کتاب Soft Skills - The software developer's life manual اثر John Z.Sonmez
کتاب No Hard Feelings The secret power of embracing ... اثر Liz Fosslien
من خودم هر سه این کتاب ها رو دارم، دو تای اول رو انگلیسی و سومی رو ترجمه مهسا حسینی سارانی رو دارم. خوندن هر سه این کتاب ها واقعا ساده و راحته چون قلمشون بسیار روان و راحته. میدونم که ازشون کلی چیز یاد میگیرید.
بعد از مدتی که نبودم که دلیلش هم برای همه روشنه، تصمیم گرفتم دوباره ادامه بدم. برای همه آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم آینده برامون روشن تر باشه.
اگر دوست داشتید میتونید از طریق لینکدین باهام در ارتباط باشید.