
یکی از چالشهای رایج در سازمانها اینه که دپارتمانها زبان همدیگه رو درست نمیفهمن.
مثلاً تیم فنی (Tech & Product) درخواستهای تیم سئو رو جدی نمیگیره، چون از نگاه اونها یا غیرعملیاتی به نظر میاد یا اهمیتش روشن نیست. از اون طرف تیم مارکتینگ/سئو هم فکر میکنه «فنیها مقاومت میکنن و نمیخوان کمک کنن».
این شکاف، انرژی سازمان رو میبلعه. ولی دلیلش این نیست که تیمها بد هستن. فقط چون زبان مشترک و ترجمه بینفردی وجود نداره، اختلاف نظر و نارضایتی ایجاد میشه.
در یکی از همین موقعیتها، جلسهای گذاشتیم و نقش فیچرهای جدید رو در فروش سازمان شفاف کردیم.
به محض اینکه تیم فنی دید این تغییرات چه اثری روی درآمد و اهداف کلان داره، نگاهشون عوض شد. مخالفت تبدیل شد به همراهی.
این تجربه بهم ثابت شده که سازمان به افرادی نیاز داره که به شکل حرفهای تسهیلگری رو بلد باشن. منظورم کسانی هست که زبان تیمهای مختلف رو بفهمن و بتونن ارتباط برقرار کنن. این افراد کاری میکنن که:
سوءتفاهمها به همکاری تبدیل بشن.
اهداف کلان برای همه قابل لمس بشه.
تیمها احساس کنن بخشی از یک سیستم یکپارچه هستن و حس جدایی و رهاشدگی نداشته باشن.
در نهایت سازمانی رشد میکنه که بین دپارتمانهاش پل ارتباطی داشته باشه. رابطی که بتونه ترجمه کنه، معنا بسازه و مسیر رو روشن کنه.