نمی دانم در چه موقعیت زمانی و مکانی ای وجود دارم! مشغول چه کاری هستم؟ با کدام دستم خودم را خفه میکنم؟ وقتی خودم را از بلندی پرت کنم قطعا جاذبه مرا متعجب میکند... روزها میگذرند و فقط می شمارم که کی از خود راضی خواهم بود؟، کی استرس ندارم؟، کی احساس امنیت دوباره در وجودم شعله میگیرد؟، کی تنشِ درون وجودم خاموش می شود؟، کی قرار است دیگر جوش نزنم!!!؟..... نمی توانم تصمیم بگیرم... زیرا، نمی دانم چگونه زندگی مرا به هر جهت هل میدهد؛ و دیگر در دفترم خاطره نمی نویسم، و تیکت چای رو نمی چسبانم، تقریبا هر روز خسته ام...
12, may, 2026






