ویرگول
ورودثبت نام
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

بیا باور کن می توانیم

کمی دلم لرزید

زیر سایه قلمت

نگاهت را دیدم

ترست را ترسیدم

اشکت چشمم را خیس کرد

دستت دستم را گرفت

جسمم دور بود و روحم همراهت

خدا با تو بود

خدا فرستادش

آنکه باید ، آمد

آنکه باید ، رفت

اما خدا بود

خدا هست

خدا خواهد بود

اما ترسیدی و ترسیدم

دست خدا را ندیدم

هر چند آنجا بود

من کودک بودم

من هنوز کودکم

هر چند قرزندم جوان است

کودکی تو را دیدم

هنوز هم می بینم

با گذشته دهها هنوز هم کودکی

دستی آمده بود که پاره کند باورت را

باوری که تو خوب و پاکی

من زلال بودم مثل تو

او آب گل آلودِ

هنوز هم کثیف و ناپاک است

هر چند کلماتش عاریه بود

از خوبی می گفت وقتی خوب نبود

خدا خواست که یکی آمد

و آمد

خدا خواست که او برود

اما هنوز نرفته

در ذهن من تو هنوز خانه دارد

گاهی دور می شود

ولی نه آنقدر که فراموشش کنم

خدا گفت نترس

ولی من ترسیدم

تو هم ترسیدی

باور نداشتم

تو باور نداشتی

که خدا با ماست

ولی بود

موهایم و موهایت سفید شد

ولی دستمان هنوز کوچک است

دلمان هنوز بال ندارد

که پرواز کنیم

برویم از ترس کده اینجا

خسته ام و خسته ای

پرواز با بال خسته نمی شود

در کودکی بالم سفید بود

الان دیگر رنگش چه فرقی دارد

وقتی نمی تواند مرا ببرد

هر رنگی باشد سیاه یا سفید

بالم سبک بود و کوچک

الان بالم سنگین است و بزرگ

اما به زمین خیس و گلی چسبیده

گاهی نورش

گاهی گرمایش

گاهی کهربایش

حس می کنم و حس می کنی

بیا امروز تمرین کنیم

بیا امروز باور کنیم

بیا امروز پرواز کنیم

خدا گفت می شود

تو هم می دانم که می توانی

من هم شاید بتوانم

فقط نمی خواهم تنها بروم

سمت رهایی از سرد

سمت رهایی از تاریکی

سمت رهایی از لجن هایش

هوشنگ فنائیان

25 دی 1494

باورترسخداتوانستنپرواز
۱
۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید