دانشمندان چه در زمینه روانشناسی چه فلسفه و حتی عرفان یک نظریه عمیق دارند:
«توقف و سکون و سکوت مطلق در حیات بی معنا است ، انسان یا در حالت صعود و رشد است یا در حالت سقوط و نزول »
یعنی زندگی، حتی وقتی در هم می پاشد ، حتی وقتی بیماری و تصادف و حوادث ناگوار هم هست ، حتی وقتی در سوگ عزیزی بسر می بریم ، باز هم در حال صعود یا سقوط هستیم . مسئله این که است که ما می خواهیم چیزی یاد بگیریم از واقعه ای که رخ داده یا درهم شکسته و از هم می پاشیم و تنها به دنبال راه فرار از حل مسئله هستیم .
در نگاه علمی ، بودن یعنی «در حالِ شدن ». از نقطه موجود به نقطه مطلوب انسانی در هر شرایطی بدون استثنا
هیچ لحظهای بی ثمر نیست. هیچ روزی بی نتیجه نیست. باید هر روز بهتر شویم
یا داریم امر مطلوبی را میسازیم، یا اجازه میدهیم چیزی بدون اجازه ما را بسازد و شاید در حالت منفی مثلا با نفرت و خشم و انتقام متحول شویم و از انسانی مثبت به موجودی خشن یا بی ثمر
توقف کامل، فقط یک تصور باطل است.
در روزهايى كه شرايط آرام است،رشد کردن آسانتر دیده میشود اما شاید حقیقت بر خلاف این باشد که ما در تنگنا بیشتر تحت فشار هستیم و بهتر دنبال رهایی و یافتن راه درست شکوفایی خودمان
شاید شما یک شاگرد یا معلم باشدی و کلاسها برگزار ميشود، پروژهها جلو میروند، برنامهها روشناند، آینده به ظاهر قابل تصور است.
اما در زمانهی فشار و سختی و آشوب، و حتی ناامیدی جمعی، سوگ، جنگ، سرکوب، بیثباتی اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعیاش را نشان میدهد.
در چنین زمانهایی، رشد کردن دیگر به معنای «بهترین روش و شیوه ساختن» نیست.
گاهی رشد کردن یعنی:
- آغاز روز از جایت بیرون بیایی ، وقتی هیچ دلیلی به ظاهر نداری
- تداوم دادنِ یک فعالیت کوچک، وقتی افق پنهان و ابری باشد
- تعلیم و تربیت و پرورش روح و روان و جسم یک کودک و نوجوان و حتی جوان ، وقتی خودت پر از هراس و استرس و اضطرابی
- تداوم به نوشتن، به تدریس، درمان، یاد دادن، گوش دادن و یاد گرفتن و خواندن و حتی رقصیدن و آواز خواندن
- تداوم یا ساختن یک رابطهی سالم و منضبط و مستمر و متوازن و متناسب ، وسط دنیای پر هراس و جهان آشفته
- حفظ یک نهال و آب دادن به آن و یا کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست آینده چه میشود.
این فعالیت «کارهای ساده » نیستند؛ در اين ایام این موارد از رشد و بالندگی و شکوفایی تو و جامعه هستند.
آلبر کامو جایی میگوید:
«در میانهی سردی زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی گرم و شکستناپذیر وجود دارد.»
این تابستان، همان نیروی رشد و تداوم سیر و صیرورت است، همان آتشی است و آن چیزی که حتی زیر انبوه اندوه و ترس، خاموش نمیشود.
قاعدهی علمی و حتی عرفانی را میشود اینطور کاملتر کرد:
سکون و سکوت مطلق در زندگی و حیات ممکن نیست اما توقف و سکون و سکوت مطلق در مسئولیتِ رشد و سیر و سلوک به یقین مضر و مشکل ساز خواهد بود
یعنی ما میتوانیم از رشد کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی و حیات ما و جهان همچنان ادامه دارد ، آنوقت، بهجای معنا، سقوط و نزول و انحطاط میسازد، بهجای یکی شدن و وحدت ، نفرت و کینه ، بهجای عشق، جنگ و نزاع می سازد
در ایام سوگواری همگانی، بسیاری میپرسند:
«آیا الان زمان رشد کردن و شکوفایی و بالندگی و زندگیکردن است؟ وقت تفکر و تعمق و بینش و نگرش و اندیشه است؟ وقت صعود و پرواز است؟»
پاسخ علمی یا عرفانی این است:
بله، صد در صد همين لحظه حال وقت اين پرواز و صعود و رشد است .
نه به معنای پرهیز و طرد و قبول نداشتن رنج و درد، بلکه به معنای تعهد و پایداری و وفادار ماندن به ادامه زندگی، در میان سختی و رنج و دلِ درد.
رشد کردن و شکوقا کردن، یعنی فهم و درک و شعور و احترام گذاشتن به دردو رنج و سختی و حتی مصیبت است، یعنی اجازه نمیدهیم رنج، آخرین کلمهی داستان باشد.
شاید یک جملهی برای درک این مفاهیم بهتر کمک کند میتواند این باشد:
جهان و هستی و حیات و زندگی بوده و هست و خواهد بود و تداوم دارد
و ادامه آن بسته به خواست ما نیست ؛ مهم این است: با ما، یا بدون رشد و صعود و پرواز ما؟
و شاید برای درک عمیقترآن لازم باشد که بگوییم :
در سخت ترین و تاریکترین زمانها، رشد کردن یک انتخاب نیست؛ یک وظیفه و تکلیف و مسئولیتِ انسانی است.
وقتی عالم هستی و جهان ما پر از آشفتگی است، افرادی که هنوز در حال نوشتن هستند و معلمی و شاگردی که کلاس برگزار میکند، انسان هایی که کسبوکار سالم میسازند، پدران و مادرانی که فرزند خود و حتی دیگران را پرورش ميدهد، در حقیقت در حال خلق و آفرینش هنر زندگی هستند ، گفتوگوی و تبادل نظر و بحث های صادقانه راه میاندازند، آنها در واقعیت دارند یک نیاز جهان را عملا بیان می کنند و میگویند: ما قصد سقوط و نزول نداریم هر چند سخت باشد ما دستمان بسته نیست و توان همکاری با جهان برای ایجاد صلح و وحدت را داریم
و این، راحت نیست؛ شجاعت می خواهد و باید برای چنین امری هر لحظه ، بله هر لحظه سعی و تلاش کنیم
در این مقطعِ و لحظه حساس و پرابهام و پراضطراب، سهم تو در مسیر اصلاح جهان هستی چیست، حتی اگر بک قدم و قلم کوچک، و حتی یک دعای خالصانه ؟!
برگرفته از چندین مقاله و تغییر در محتوا