فرکانس انسانی تعداد تکرار یک احساس ، رفتار ، کردار یا گفتار در واحد زمان است.فرکانس انسانی را هم با واحد هرتز اندازه گیری می کنند چرا که هنوز دانشمندی مانند هرتز نیامده برای همین فعلا که به افتخار فیزیکدان آلمانی قرن نوزدهم هاینریش رودولف هرتز نامگذاری شده است. اندازه گیری هرتز که به صورت اختصار هرتز نامیده می شود، تعداد امواجی ( در انسان هر حالت انسان اعم از فکر یا رفتار یا گفتار ) است که در هر ثانیه ( البته در انسان ثانیه برای فرکانس مفهوم ندارد ) از آن عبور می کنند. بنابراین فرکانس تعداد امواجی را توصیف می کند که در یک زمان معین از یک مکان ثابت عبور می کنند ( و باز البته در انسان زمان و مکان تاثیری ندارد ).
به عنوان مثال، یک نت “A” روی یک سیم ویولن در حدود 440 هرتز (440 ارتعاش در ثانیه) می لرزد ، اما در انسان شاید یک لبخند یا یک نگاه فرکانس ی بالاتر یا پایین تر داشته باشد .
فرکانس پارامتر مهمی است که در علوم مختلف مانند مهندسی و یا دنیای متافیزیک برای تعیین میزان پدیدههای نوسانی و ارتعاشی مانند ارتعاشات مکانیکی، سیگنالهای صوتی (صوت)، امواج رادیویی و نور استفاده میشود و البته در دنیای متافیزیک میزان ها متفاوت هستند .
جهان هستی به هر فرکانس انسانی و یا غیر انسانی شما پاسخ می دهد.آن مانند یک گیرنده رادیویی یا ماهواره ای است و تنها با امواجی خاص می توان به آن متصل شد ( در انسان طول موج و فرکانس با دنیای فیزیک تفاوت است ) و آن خواسته ها یا نیازهای شخصی شما را درک و تشخیص نمی دهد، بلکه تنها موج و انرژی و فرکانسی که از خود شما از خودتان منتشر می کنید را گرفته و به نوعی باز پس می دهد و باز می کند. اگر قانون حقیقی جهان که منظور ما دنیای متافیریک است را متوجه شده باشید، همه چیز را متوجه شده اید. اگر قصد دارید و می خواهید و مایل هستید به فرکانس و امواج شادی، عشق و صفات انسانی متصل باشید، باید ارتعاش عشق و شادی و سایر صفات انسانی را در زندگیِ حقیقی و واقعی خود پیدا نمایید و در آن فرکانس و امواج و انرژی واقعیت و حقیقت زندگی خود را تنظیم کنید.کسی که در هماهنگی با کائنات روحانی است مانند موجی روحانی است که از طریق آن صدای هستی به گوش خود و دیگران میرسد.
ما نمی توانیم جهان را آن طور كه هست درک و مشاهده کنیم بلکه آنطور كه خودمان از خودمان اثر می گذاریم يا شرايطی را ایجاد می کنیم ميبينيم.وقتى آنچه را مشاهده می کنیم را بخواهیم توضيح دهيم نمونه اى از دركى و فرکانس ها و امواج و انرژی كه ایجاد کرده ایم را توصيف مىكنيم.هر چه سطح درک و و بینش و نگرش و شعور و آگاهی و فرکانس ما بالاتر باشد جهان را واقعی تر و حقیقی تر مشاهده و درک می کنیم و برای دیدن بهتر نیاز به بصیرتی ژرف و عمیق و درونی و سکوت داریم.
جهان هستی به انرژی صادره از ما و امواج و فرکانس منتشر شده از شما توسط خود شما پاسخ می دهد
هیچ تکراری حقیقتا اتفاقی و تصادفی نیست؛در مسیر و فرآیند سیستم زندگی گاهی اتفاقاتی ناراحت کننده به دید شما بصورت دائما تکرار میشوند و آرامش و آسایش و رفاه زندگیتان را به هم میزند،هرگز تصور و توهم و تخیل نکنید که این تکرارهای وقایع از بدشانسی شماست، نه چرا که اتفاقات و حوادث اکثرا تکراری،در اثر فرکانس ها و انرژی و امواج تکراری ما و صادره از ما پدیدار میشوند.
همچنین تکرار فقر و ورشکستگی از تکرار خواست شما در انتشار فرکانس فقر و ناتوانی مالی است.
تکرار بیماری از تکرار و خواست درونی شما برای صدور فرکانس بیماری از درون شماست.
همان الگو هر بار در زندگیتان تکرار خواهد شد و زمانی متوقف میشود که جهان فرکانس متفاوتی از شما را دریافت نماید.
دلیل اتفاقات تکراری
رابطه ای مستقیم بین ارتعاش و سلامتی وجود دارد
دلایل پایین بودن ارتعاش عبارتند از مواردی مثل:
خستگی،درد،ترس،نگرانی،تنش عصبی،خشم،
سروصدای زیاد،غرور،نفرت و امثال این
احساسات منفی می باشد.
بنابراین سعی کنید ارتعاشات تان را
تا حد امکان بالا نگاه دارید تا فرکانس
سیستم ایمنی بدن تان نیز کاهش نیابد.
ارتعاشات بالا نتیجه ی رفتارهایی مانند:
سخاوت،قدرشناسی،بخشیدن،محبت و شفقت برای همه موجودات
و عشق می باشد که ارتعاشات بسیار بالایی دارند.
با داشتن ارتعاشات بالا خود را در برابر هرگونه بیماری بیمه کنید.
دوست داشتن،لبخند زدن،تشکر کردن،بازی کردن،نقاشی کردن،
آواز خواندن،مراقبه،ورزش کردن و لذت بردن از طبیعت به
انسان کمک می کند تا ارتعاش بالایی داشته باشد.
و همچنین خوردن غذاهایی که زمین به ما می دهد مثل:
دانه ها،غلات،حبوبات،میوه ها،سبزیجات و آب آشامیدنی سالم
تاثیر بسزایی دارد
و در نهایت:
بخندید،عشق بورزید،مراقبه کنید،تفریح و بازی کنید و شکرگزار باشید.
رابطه ای مستقیم بین ارتعاش و سلامتی وجود دارد. چه مواردی باعث افزایش ارتعاش می شود؟ دلایل پایین بودن ارتعاش
زمانی که به جای جذب فرکانس های اطراف فرکانس خود را صادر کنید،همه چیز تغییر خواهد کرد،این زمانی خواهد بود که هدف خود را به کائنات القا کنید.نه خواسته های و علایق دیگران را.
وقتی وارد فرایند بیداری می شویم ، دیر یا زود با این واقعیت برخورد می کنیم که ابعاد دیگری هم غیر از بُعدی که در آن به سر می بریم و آن را می شناسیم، وجود دارند. پرسش های ما درباره زندگی آغاز میشوند و ناگهان هر آنچه برایمان حقیقت داشت، فرو میریزد. درباره واقعیت زندگی خود دچار تردید میشویم. انرژیهای ابعاد بالاتر ما را فرا می خوانند. ما با آنها هم طنین می شویم و می خواهیم بدانیم حقیقتا که هستیم.
از انرژی های کیهانی و فرکانس های متفاوت آگاه می شویم و پی می بریم عروج یعنی : تغییر انرژتیک از بُعد سوم به بُعد پنجم ؛ یعنی افزایش فرکانس ما به سطوح بالاتر و تبدیل فرکانس های ترس، به عشق بی قید و شرط، تا جایی که دیگر ترسی نباشد . اطلاعات زیادی درباره خودمان، جهان و انسانها بدست می آوریم و اغلب این سوال برایمان مطرح می شود که چگونه بُعد های مختلف را از هم تشخیص دهیم.
ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺩَﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻮﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮی،حرم پیشاپیش در درونت به ودیعه قرار داده شده،ترس را کنار بگذار و به درون گام بگذار و عشق را انتخاب کن.گیاهی که بخواهد بروید در کویر هم میروید؛اگر تنها به دنبال سر پناه هستی فرار کن،اما اگر میخواهی به آسمان برسی پرواز کن آنجا در اوج ترسی وجود ندارد و تو هم فرکانس عشق میشوی.
سرنوشت،یک چرخه ست که دائم تکرار میشود و آن حاصل بازگشت انرژی هایتان به شماست،جایی دیگر،در زمانی دیگر،بار دیگر،نیروهای مشابه و هم فرکانس شما را به سوی یکدیگر خواهد کشاند.ما هیچکس را بهطورِ تصادفی انتخاب نمیکنیم؛بلکه ما فقط با آنهایی ملاقات میکنیم که از قبل در ناخودآگاهِ ما حضور داشتهاند.
سرنوشت،یک چرخه ست که دائم تکرار میشود
در مورد اینکه میخواهی انرژیت را با چه کسی مبادله کنی احتیاط کن،بدن تو، معبد مقدس روح تو است،گزینش کردن اشکالی ندارد و تو حق انتخاب داری و افرادی که با تو هم فرکانس نیستند،دیر یا زود از فضای انرژی تو خارج می شوند.پس به قلبت رجوع کن در عین مهربانی و پذیرا بودن با عشق گذر کن.
تنها کسی که باید دگرگون شود،خودتان هستید
خودتان که دگرگون شوید،همه اوضاع و شرایط پیرامون تان
نیز دگرگون می شود.به دنبال تغییر دیگران نباشید
کلید دگرگونی تان در تغییر فرکانس و آگاهی تان است.
بسیاری از دردهای ما به این دلیل است که فرکانس ارتعاشی ما در بالاترین حد, یعنی هم راستا با عظمت الهی نیست.ما نقص و عیب نداریم و نفرین شده نیستیم.دنیا با ما سر لج ندارد،فقط ارتعاش های ما در بالاترین حد فرکانسی خود نیستند! بالاترین حد ارتعاشی فرکانس, زمانی اتفاق می افتد که ما شکرگزار هستیم و به خودمان عشق می ورزيم…
جهان هستی یک«هندسه»است،هر امضای انرژی «وجود ما به عنوان انسان» که حمل می کنیم،بینهایت بار تکرار میشود،دوباره و دوباره تا زمانی که فرکانس آن را تغییر دهیم.((درسش را بگیریم و بدان آگاه شویم=تغییر فرکانس))
وقتی بپذیری که یک نسخه غیرفیزیکی داری و آن را در آغوش گرفته و بپذیری،و فرکانس آن نسخه غیر فیزیکیات را تمرین کنی و به آن اجازه دهی درون این تجربهی زندگیِ فیزیکی جریان پیدا کند،آن وقت، این یک تجربه زندگی خوشمزه(جذاب) خواهد شد!
امضای انرژی جهان هستی یک«هندسه»است
هنگامی که ارتعاش بالا داشته باشید،تغییراتی در اطراف تان خواهید دید ،افرادی آنجا را ترک می کنند یا به شما حمله می کنند،زیرا نَفْس شان از انرژی روشنایی الهی حقیقت می ترسد.با فرکانس بالاتر عشق، بدن شما شروع به داشتن بصیرت و شهود میکند و شما به خود برترتان گوش فرا می دهید و نه به خود ضعیف و غیر حقیقی تان.شما به پندارتان ،گفتارتان و کردارتان توجه خواهید داشت.شما از کیفیت های روح تان استفاده می کنید،عشق راستین ،فرزانگی ،زیبایی ،لذت و شادی و هوش راستین.
ارتعاش عشق راه را برای دانش بالاتر باز می کند.نور و عشق کلیدهای ابعاد بالاترند، نه داده های عقلانی در سرتان.در زندگی روزمره معنوی زندگی کنید نه اینکه تنها در مورد آنها مطالعه کنید،دانش بدون عشق پوچ و محدود می باشد .نور معنوی آگاهی دارد او از ابعاد بالاتر اطلاعات دارد،پس این همیشه مهم است که در مراقبه هایتان از نور عشق استفاده کنید و شما می توانید این نور را به کیفیتی نیرومند تبدیل کنید.
ارتعاش عشق
ما اگر بتوانیم عشقمان را بدون قید و شرط
و استثنا از طریق قلب، اعمال و گفته های خود،
به تمامِ موجودات بسط دهیم اتفاقی شگفت انگیز
رخ میدهد. ما با روحِ هستیِ کل همراه و هماهنگ،
یا هم فرکانس میشویم. کالبدی برای عملکردِ هستی میشویم،
ما دیگر یک انسان به معنای جدا از جهان هستی نیستیم،
بلکه خود جهان هستیم در فرم و کالبدِ انسان
اصلی ترین و پایه ای ترین قانون هستی ارتعاش است و ذهن و بدن هم از این قاعده مستثنی نیستند.ما در دریایی از ارتعاش زندگی میکنیم،فرکانس درجه ای از ارتعاش است و سطوح بیشماری فرکانس وجود دارد و فرکانس ها مثل رنگین کمان به هم وصل هستند و هر شخصی به فرکانس بالا و پایین خودش وصل است.اگر از فرکانسی که دارید راضی نیستید تغییراتی ایجاد کنید و نکته مهم این هست که آن تغییرات مثبت به شما احساس خوبی نیز بدهد.افکار و احساسات شما روی میدان مغناطیسی قلب شما تاثیر می گذارد.آگاه باشید یا نباشید این میدان مغناطیسی به شدت روی محیط اطراف شما و نوع تجربه های شما تاثیر میگذارد.
افکار و احساسات شما روی میدان مغناطیسی قلب شما تاثیر می گذارد
خانواده معنوی شما آنهایی هستند که با فرکانس روحی شما تنظیم شده اند.شما احساس ارتباطی فراتر از همخونی و یا قومی با یکدیگر دارید.شما با يكديگر از نظر انرژیك و ارتعاش ، ارتباط داريد.در این ارتباط کوانتومی، آنها به صورت شهودي، نداي خاموش شما را با حاضر شدن در زمان دقيق و نشان دادنِ عشق و حمايتي بي قيد و شرط، پاسخ ميگويند.شما در يك سطح از دركِ بدون كلام، با هم شريك هستيد. آنها شما را میفهمند و درک و میکنند.برای بودن این اشخاص، سپاسگزار باشید…آنها برای شما یاد آور این موضوع از کائنات هستند که ما در عمیق ترین سطح وجودیمان، همگی یکی هستیم.
خانواده معنوی شما آنهایی هستند که با فرکانس روحی شما تنظیم شده اند
برای این که خیر وارد زندگیتان شود،باید خود را روی فرکانس خیر تنظیم کنید،برای این که این تنظیم هرگز بهم نخورد.افکار خیر در سر بپرورانید ،کلمات خیر به زبان آورید و عمل خیر انجام دهید.
رابطه ها باید به صورت طبیعی ایجاد شوند،در صورتی که رابطه ای تحت اجبار،فشار،تنش و ناآرامی ایجاد شود و شکل بگیرد و عشق و آزادی در آن وجود نداشته باشد،چنین رابطه ای خیلی زود گسسته خواهد شد حتی اگر جسم ها در کنار یکدیگر باقی بمانند،رابطه روحی ای وجود نخواهد داشت.ما افراد مناسب و هم فرکانس را از طریق ارتعاشات وجودی مان ملاقات می کنیم و اگر خواهان دیدار با روحی زیبا و یک انسان متعالی هستیم،نخست خود باید در این ارتعاش قرار بگیریم.
ما افراد مناسب و هم فرکانس را از طریق ارتعاشات وجودی مان ملاقات می کنیم
گلها، بخصوص گل رز ، دارای یک فرکانس بسیار بالا، 320 الی 350 مگاهرتز است. به همین دلیل زمانی که ما در نواحی مانند گلزارها هستیم احساس متعالیتری داریم. همان طورکه انسانهای مراقبه گر و کسانی که دیگران را مورد قضاوت نمیدهند نیز دارای فرکانس بالاتری بوده و ما در کنار این اشخاص احساس خوب و راحتی داریم…
در کل احساس عشق از یک فرکانس بالاتری ساخته شده که سیال است و روح ما را به سطوح بالاتر و والاتری نزدیکتر میکند. بر عکس احساسِ ترس، نفرت و قضاوت دارای فرکانسهای پایینتری هستند و روحمان را جامدتر و یخ زده کرده و از این رو ما احساس دلتنگی و جدایی از خود، دیگران و در نهایت خدا را داریم.
مرکز انرژی هر کس مانند یک گل است. در حضور بعضی از افراد شکفته میشود و در حضور عدهای دیگر بسته میماند. وقتی که امواج منفی را احساس میکنید به راحتی به آن برخورد پایان دهید. به خودتان و حس دریافتی خود اعتماد کنید. سفر به نقاطی که سرشار از انرژی هستند بسیار مفید و در معرض آسمان، آفتاب، باران و باد… قرار داشتن باعث افزایش سطح هوشیاری شده و در نهایت به رابطه خود با افراد منفی نگر پایان دهید.
فرکانس گل رز
وقتی در سطح متفاوتی از فرکانس و انرژی ارتعاشی زندگی میکنید،دفعات زیادی پیش می آید که مردم حرف های شما را نمی شنوند و درک نمیکنند. آنها فقط شما را طبق عمق شناختی که از خود دارند میبینند.انرژیتان را برای توضیح دادنِ خودتان به آنها هدر ندهید.هر که نور درونت را دید پذیرایش باش و اگر نه برایش عشق بطلب و عبور کن.
درد، بی دلیل در زندگی ما نمایان نمی شود،بلکه نشانگر این است که چیزی در زندگی ما نیاز به تغییر دارد.برای شفای تن باید روح را شفا داد! “عشق”مردم را شفا می بخشد،هم کسی که “عشق” را ابراز میکند،هم کسی که “عشق” را دریافت میکند.
اگر هوشیاری بدن بالا باشد ،خود کارش رو بدرستی انجام میدهد و اگر نیازی داشته باشد بواسطه همان هوشیاری که هوشیاری خود ماست راحت تر متوجه نیازش می شویم.توجه به بدن و حس کردن انرژی حیات درون جسم روش ساده ای برا بالا بردن هوشیاری و همینطور بالا بردن فرکانس انرژی بدن است.در این حالت بیماری ها نمیتوانند دوام بیارند علاوه بر این انرژی حیات بخش جسم نیز به واسطه افکار بیهوده هدر نمیرود و خود این انرژی کاری را که لازم است به بهترین نحو انجام میدهد.زیرا بدن هوشمند وارد عمل می شود.
وقتی از تمرکز بسته به تمرکز باز می رسیم و تمامی ابعاد خود را تسلیم می کنیم.از دنیای بیرونی ،افراد،اشیا،مکانها،برنامه های زمانی،فهرست کارهای قابل انجام و غیره دور می شویم و توجه خود را به دنیای درونی انرژی، ارتعاش،آگاهی و فرکانس معطوف می کنیم. وقتی ما توجه خود را از اشیا و ماده بر می گیریم و آن را به روی انرژی و اطلاعات باز می کنیم.بخش های مختلف مغز وارد هماهنگی میشوند.نتیجه این وحدت یافتن مغز این است که ما احساس کمال بیشتری خواهیم کرد.
وقتی این کار را به درستی انجام دهیم قلب مان باز می شود،منظم تر می تپد و لذا منسجم تر میشود.در نتیجه ی رسیدن قلب به انسجام، مغز نیز وارد انسجام می شود . چون هویت ما از سر راه کنار می رود،یعنی ما از موقعیت خود و مکان مشخصی در مکان و زمان فراتر می رود،حذف شدن این چیزهای باعث می شود ما وارد الگوهای مغزی آلفا و تتا شویم و به سیستم عصبی خودمختار وصل شویم.با فعال شدن ANS نظم و توازن به بدن باز می گردد.و مغز،قلب ، بدن و میدان انرژی به انسجام و کمال می رسد،سپس این انسجام در تمام ابعاد زیستی ما بازتاب می یابد.
انسجام مغز،قلب ، بدن و میدان انرژی به سمت کمال و وحدت
حالتهای مختلف انسان فرکانس و سطح انرژی انواع حالتهای انسان در واحد هرتز روشن ضمیری و شادی و عشق بالاترین درجه را دارند و شرم و احساس گناه پایین ترین درجه فرکانس و سطح انرژی انواع حالتهای انسان در واحد هرتز
آدم خوش بین شخصی است که صبح از خواب بر می خیزد، به سوی پنجره می رود و می گوید “صبح بخیر،ای پروردگار!” در مقابل، آدم بدبین کسی است که پای پنجره می رود و می گوید “خدای من،باز هم صبح شد!” حق انتخاب با توست. صبح برای همه یکی است، شاید حتی فرد خوش بین و بدبین در یک اتاق نشسته باشند و از یک پنجره به بیرون نگاه کنند. پس میبینیم که این بستگی به خود ادم دارد.
خودت ابتدا این کیفیت را ایجاد کن
به دنبال شادی و سرور درونی هستی؟
خودت و وجودت را در فرکانس شادی قرار بده
به دنبال آرامش و سکوت هستی؟
سکوت درونی را بر خود وارد کن
به دنبال هر چیز که هستی نخست باید در فرکانس آن قرار بگیری.نمیتوانی با نگه داشتن شرایط قبلی و بدون تغییر ،موهبتت را بیابی و جذب کنی.گله و شکایت و ناله را کنار بگذار.دلسوزی و سرزنش کردن خودت راه حل نیست.
راه حل این است که تغییرات لازم را به وجود آوری و در ارتعاش لازم قرار بگیری. تا موهبت هایت برایت هَسْت شوند.
1.در ارتعاشات ضعیف، از نظر روحی، روند زندگی بسیار سخت است.زندگی انگار با ما سر جنگ دارد و شاهد حالت هایی نظیر ترس، اضطراب، نگرانی، خشم و بیماری های روانی خواهیم بود.
2.در ارتعاشات متوسط، سلامت احساس شما کمی استوارتر از حالت قبل می باشد و احساس خوبی خواهید داشت.اما تغییرات شرایط اطرافتان و یا حتی رفتار دیگر انسان ها به راحتی می تواند شما را به دنیای آشفته ی ترس، نگرانی، احساس گناه و افسردگی برگرداند.
3.ارتعاشات با فرکانس و ارتعاش بالا، نشان دهنده ی سلامت احساسی کامل می باشد. در این ارتعاش، زندگی شما پُر از شادی و امید و هماهنگی و سرور می باشد. و هیچ کس نمی تواند بر سر راه برکت و سعادت زندگی شما مانعی به وجود آورد. در این حالت از شرایط نامساعد رنج نخواهید برد و اعمال و عقاید دیگران هیچ گونه تاثیر نامساعد بر حالت احساسی شما نخواهد داشت. همه ی اتفاقات و بد اقبالی ها به سادگی از زندگی تان محو خواهد شد. در فرکانس هایی با ارتعاش سریع تر، میتوانید.بینش و بصیرت های خود را زنده کنید و کل زندگیتان پر از شادی و معجزه خواهد شد.
اکهارت تول معلم معنوی می گوید:
اگر در شرایط عادی که امور نسبتاً به آرامی میگذرد،
آگاهی بیشتری را به زندگی خود وارد کنید،
به این ترتیب نیروی حضور در شما رشد میکند.
و میدان انرژی با فرکانس بالا در شما و پیرامونتان
پدید میآید.هیچ ناآگاهی، منفیگرایی، ناسازگاری
یا خشونتی نمیتواند به آن میدان وارد شود
و دوام بیاورد،همانگونه که تاریکی نمیتواند
در حضور نور باقی بماند.
۱- الکل و دخانیات
۲- مواد مخدر
۳- عادات و رژیم غذایی ضعیف
۴- استرس
۵- فعالیت ذهنی منفی
۶- رابطه جنسی سطحی و شهوت رانی
۷- افراد منفی
۸- مواد و محیط سمی «آلوده»
۹- عادات منفی
۱۰-کمبود خواب و استراحت
هستی همیشه یکسان است اما آب و هوای درونی تو مدام تغییر میکند و ذهنت را منعکس میکند.هستی همچون آینه عمل میکند.اگر تو،در درون هرج و مرج باشی، بی شک دنیایت چیزی جز هرج و مرج نخواهد شد.اگر آرامش میخواهی باید درونت را روی فرکانس آرامش تنظیم کنی تا سینگال های مناسب به کائنات ارسال شود و به دنبال آن آرامش بیاید.
این امواج در حالت مراقبه و ریلکسیشن عمیق و اغلب هنگامی که چشم ها بسته هستند تولید میشوند،مثل حالاتی که شما در طی مدیتیشن تجربه می کنید.در این حالت محرک های حسی در کم ترین میزان خود قرار دارند و ذهن در حالت آرامش قرار دارد.این زمان، بهترین زمان برای برنامه ریزی ذهن به منظور کسب موفقیت و رسیدن به خواسته هاست.در واقع حالت آلفا به صورت دروازه ای به سمت ناخودآگاه عمل می کند.یعنی همان سطح مهمی که برای به وقوع پیوستن خواسته هایمان به آن احتیاج داریم. فرکانس این امواج 12-8هرتز است.
زبان اصلی انسان ، زبان ارتعاشات است.
این موضوع را شاید همه به خوبی تجربه کرده باشند.
برای مثال ، اگر دقایقی را در کنار یک فرد افسرده بنشینیم ،
بدون این که او را بشناسیم و یا با او حرفی زده باشیم ،
پس از زمان کوتاهی ما نیز احساس سنگینی ،
رخوت و خمودگی پیدا خواهیم کرد
و در واقع “افسرده دل افسرده کند انجمنی را”و بر عکس ؛
زمانی که در کنار یک انسان سرحال و خوشحال بنشینیم
پس از مدت زمانی ما نیز احساس سرحالی خواهیم کرد .
ما از روبرو شدن با بعضی افراد احساس آرامش
و با برخی دیگر ، احساس اضطراب می کنیم.
در نتيجه زبان اصلی انسانها، زبان ارتعاشات است
و فرکانس وجودی هر شخص زندگی اش را می سازد.
زبان اصلی انسان ، زبان ارتعاشات است.
استر هیکس می گوید:
کائنات به کلمات شما پاسخ نمی دهند
کائنات به فرکانس شما پاسخ می دهند
و فرکانس شما را احساس تان شکل می دهد.
شما یک برج مخابراتی انسانی هستید که پُر قدرت ترین برج مخابراتی در تمام کائنات به حساب می آیید
چیزی که از سوی شما فرستاده میشود افکار خود به ورای شهرها، کشورها و کل جهان می فرستید
تصاویری که شما پس از مخابرهء افکارتان دریافت می کنید در حقیقت تصاویر زندگی شما هستند.
اگر تمایل داشته باشید که تغییری در زندگی خود بوجود آورید، باید کانال و فرکانس افکارتان را تغییر دهید.
ذهن شما هر آنچه به آن می اندیشید را به صورت فرکانس یا انرژی به محیط میفرستد و این انرژی تمام انرژی های مشابه را جذب میکند و طبق قانون بقای انرژی به سمت منبع انرژی که خود شما هستید باز خواهد گشت ….
حال این سوال پیش می آید که پس چرا دچار بیماری،فقر ، مشکل و ….. میشویم ؟؟؟
پاسخ این است که : ذهن هر آنچه به آن بیندیشید را به صورت انرژی به طبیعت ارسال میکند،ولی کاری ندارد شما آنچه به آن فکر میکنید را دوست دارید یا نه .وقتی شما به این فکر میکنید که من دوست ندارم بیمار باشم ، ذهن فقط میفهمد که شما در حال اندیشیدن به بیماری هستید و انرژی ناشی از بیماری را به طبیعت ارسال میکند .وقتی می اندیشید من دوست ندارم فقیر باشم هم همینطور
پس چه کنیم ؟؟؟؟ باید همواره مثبت بیندیشید،به جای اینکه بگویید : من نمیخواهم بیمار باشم بگویید و بیندیشید که:خدایا شکرت که من هر لحظه به قدرت تو سالم و سالم تر میشوم. یا بجای اینکه من دوست ندارم فقیر و محتاج شوم بگویید : خدایا شکرت که ذخایر ثروت الهی به سوی من در حرکت هستند. خداوندا شکرت که همیشه پول کافی برای زندگی بهتر به من میرسانی. بجای من نمیخوام بدبخت باشم ، بگویید : خدایا شکرت که در همین لحظه زندگی مرا طوری داری هماهنگ میکنی که من هر لحظه نسبت به قبل خوشبختی را بیشتر درک ميكنم.
یعنی هر انسانی وقتی یک سری ارتعاش از خودش به واسطه ی افکار و رفتار و گفتارش ساطع میکنه، وارد یک جهان فرکانسیک میشه که در اون جهان فرکانسیک، همه چیز با این شخص هم فرکانسه. یعنی اگر بر فرض مثال: فرکانس شما روی 1200 باشه، شما فقط انسان ها و موقعیت ها و شرایطی رو می بینید که اونها در فرکانس 1200 هستند و شما دیگه به غیر از هم فرکانسی های خودتون با انسان ها شرایط و موقعیت های دیگه ای ارتباط ندارید.
وقتی انرژیِ واقعیتِ گذشته را رها میکنی،کائنات فرکانسِ تازه ای از واقعیت را جایگزین آن میکند .تمامِ فضاها با فرکانسی از انرژی پُر شده اند . وقتی میدانِ انرژیِ گذشته ، خالی باشد : دوباره توسط انرژی تازه ای ، پُر خواهد شد . انسان ، قدرتِ این را دارد که فرکانسِ جدیدِ انرژی را انتخاب نماید.(به همین دلیل است که وقتی انرژی گذشته و موارد اضافی را رها می کنید.جایی برای انرژی جدید و متعاقب آن موارد جدید باز می کنید)
چرا بالابردن ارتعاش انرژی ؛ بسیار مهم و حیاتی است ؟
زیرا هرچه فرکانس افزایش یابد ،
میزان انرژی که با موج منتقل می شود ؛ افزایش می یابد
بنابراین با بالا رفتنِ فرکانس ،
میزان بیشتری از اطلاعات و آگاهی هستی ،
برای ما قابل دسترس می شود .