ویرگول
ورودثبت نام
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ ساعت پیش

کولبر زندگی دارد و شاید من نه

از ملکوت داشتم

کولبر را می دیدم خیلی غمگین بود تصورش تنها درد و نرسیدن بود اما او رسیده بود

او هر لحظه در مسیرش در سجود و قنوت و رکوع بود چون برای حیات ثمر داشتن یعنی تلاش

تایید الهی حول اقدام است او هر روز در حال قدم به قدم بود او بی ثمر نبود

خیلی ها باری که او آورده ندیده فروختند و صدها برابر او سود مالی کردند اما در قدم آنها اثر این کولبر نبود

او هر روز طنابش نازک می شد اما این نازکی ندای رسیدن می داد

محبوبش

در کمال و جلال الهی او را درآغوش کشید

او متعجب بود که چه شده ؟ ملائک برایش سرود شور و شوق سرودند چون دست در مال مردم نبرده بود و از اندک اندک قدم هایش نوشیده بود

آب حیات محبت محبوب بود

که تمام وجود کولبر خسته را فرا گرفته بود

آدمی شاید در سرما بلرزد اما لرزش واقعی و مرگ حقیقی از این یقین است که ناظری و شاهدی ندارد

کولبر ما هر لحظه شاهد را شهادت می داد و ناظر را نظارت می کرد

مرگ او تازه تولدی از نور و گرما و جذبه بود او فانی بود و حال باقی شد

حال نام و یاد او زنده هست

همراهان او صداهای زمزمه عاشقانه او را ادامه می دهند

باز هم کولبری باری را بر می دارد تا برای نانی کوچک در دستانی کوچک که در خانه منتظر هستند ببرد

کودکش تشنه است و کولبر هم تشنه است هم آب کوهستان را در قلبش پنهان می کند تا در خانه ای کوچک کاهگی به مادرش بنوشاند با لبخندی از مهر و حرف هایی که خرجش را داده بود

مرگ همیشه برای برخی آدم ها تنها مردن نیست

بلکه یک تذکر است به مانده ها که بنگر تو هم در مسیری آیا سیری تو از گرسنه ساختن دیگری نشات دارد ؟ یا دادن لقمه کوچک به نگاهی کوچک و گذرا ؟

برای آدم صادق

هرگز مرگ ترس و هراسی ندارد او زندگی کرده چون صادق بوده

زندگی تنها در دم و باز دم نیست

زندگی در نگاهی مهربان و گرفتن دست خسته ای و مانده ای در راه است که کولبر قصه ما هر روز صدها دست را زندگی بخشیده چون با مهری بر آن دست ، دست گذاشته و در مسیر سرد کوهستان گرمش کرده

زندگی تنها دم و بازد م نیست زندگی دستگیری از دستی نیازمند است
زندگی تنها دم و بازد م نیست زندگی دستگیری از دستی نیازمند است

تو زنده ای ؟

دست سردی را گرما بخشیده ای ؟ تشنه ای را جرعه آب زلال نوشانده ای ؟ گرسنه ای را لقمه ای نان حلال بخشیده ای ؟

شاید ندانی و مرده ای ،

تنها حسابت گرفتن آب و چپاول نان و پر کردن خانه ای است که توهم داری سندش به اسم و نام توست در حالی که فرزندت میلی به دیدنت ندارد و تنها می خواهد نباشی ولی حسابت پر باشد آنروز تو مرده ای هر چند دم و بازدمت زمانه را آلوده کرده است تو زندگی نمی کنی هر چند طنابت محکم و کلفت است

هوشنگ فنائیان 11 دی 1404

سازنده دستگاه چاپ سیلک و دستگاه چاپ رنگی سابلیمیشن

بارز روشن را در گوگل جستجو کنید

زندگیکولبرمرگ
۴
۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
هوشنگ فناییان ۰۹۱۱۸۱۱۷۴۰۰
به سه چیز دیدار دست دهد و رستگاری پدیدار شود پاکی دل و دیده و پاکی گوش از آنچه شنیده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید