ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۲ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

ازدواج صوری با(( واقعیت))

چهل‌سالگی، نوستالژی‌زدگی‌ام را طوفان کرده و دشت مغزم را در می‌نوردد؛ عجیب خاطراتی شده‌ام! البته وقتی آدم خانواده‌اش پر باشد از جیغ‌های بی‌انتها و حرف‌ و حدیث‌های بی‌محتوا، یک نیمه‌ی لیوان خاطراتت حتماً خالی است، ولی نیمه‌ی دیگرش قندِ بچگی است؛ چای تلخ گذشته‌ی خودت را سر می‌کشی.

چهل‌سالگی برای بعضی‌ها دوره‌ی هذیان‌گویی از اما و اگرهای راهِ رفته شده است. یادت می‌رود که راهِ رفته‌ی عمر را باید رفت و آبِ رفته‌ی جوی زندگی دیگر به آن برنمی‌گردد. گاهی تردید می‌کنم؛ اصلاً هستم؟ اصلاً من کیم که به خودم می‌گویم «من»؟ بعد سرم به دیوار واقعیت می‌خورد و از دردش یادم می‌افتد که بله، متأسفانه مثل اینکه هستم!

گاهی احساس می‌کنم همان افکار صدمن‌-یه-‌غاز نوجوانی را از روی یک نوار کاست در ضبطِ مغزم پخش می‌کنند. دوباره یادم می‌آید که نه، من آن نوجوان نیستم. سر و صورت آن نوجوان مثل سفیدبرفی نبود؛ در سرش مقداری مو موجود بود. گرچه جوش و خروش بلوغ صورتش را پرجوش می‌کرد، ولی باز وقتی می‌دیدیش حق می‌دادی کمی بازیگوش باشد. ولی الان چه؟ با زن و فرزند، کمی بزرگسالی هم خوب است؛ بله، در ۴۰ سالگی کمی بزرگسالی هم خوب است. ولی کودکِ درونم خسته ،تنها و تشنه‌ی مهربانی است.

ولی خب، همه‌ی این‌ها خرت‌وپرت‌های ذهن من است؛ میانش وسیله ی مناسبی برای «خانه‌ی چهل‌سالگی» پیدا نمی‌کنی. خیلی قدیمی و کهنه شده، مثل تلویزیون‌های برفکی دهه‌ی شصت؛ ولی آن را می‌خرند و از برفکش لذت می‌برند، ولی منِ خود هم از خودم لذت می‌برم؟ یعنی تلویزیون چهل‌ساله از منِ چهل‌ساله قابل‌تحمل‌تر است؟

کمی که به فلسفه‌بافی‌های مکررم ادامه می‌دهم، همسرم می‌گوید: «حسین! گوسفندان گرسنه‌اند، برو خوراکشان را بریز.» و من کنار گوسفندان حساب و کتاب می‌کنم چقدر کاه و یونجه برای زمستانشان باید جمع‌وجور کنم. و من مغزِ فلسفه‌بافم را طلاق می‌دهم و با واقعیتی به نام «خرج گوسفندان و خرج خودم» ازدواج صوری می‌کنم که مصلحتی است و توان مخالفتی نیست .باشد مشکلی نیست چهل سالگی و دنیا صیغه عقد را بخوانید ،تا من بله بگویم.حرف حرفِ شماست.

۴
۰
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید