
چنین مپندار که روزها میگذرند.
نه! آنها تنها نمیگذرند؛ آنها ما را از دالانِ خود عبور میدهند،
تا ما دقیقاً محتاجِ یک لحظه شویم.
آنجاست که ما دادمان به آسمان میرود،
حتی یک دم، ولی سراسر وجودمان پر میشود از غم؛
که چرا نکردیم، آنچه میتوانستیم بکنیم؟
و چرا خاموش، روزها را گذراندیم
در حالی که میتوانستیم نور در سبدِ دلمان بریزیم؟
و چقدر میتوانستیم لبخند بر دهانِ کودکی،
حداقل کودکِ خود، بنشانیم!
ولی نکردیم...
ولی افسوس، روزهایی از ما رفت
و به صندوقچهی خاطرات پیوست،
وما نالان نکرده هایمان کرد.
منتشر شده در کانال لقمه دل نوشته حسین در ایتا
https://eitaa.com/loghmedelneveshtehossin
و ما را پر از حسرتِ نکردههایمان کرد.