

خارشتر که باشی، پری از استقامت، در سختی کم نمیآوری. ریشهات تا چند متر در زمین فرو میرود. آدم ریشهدار چنین است؛ چون عقل و دلش قوی است، در مقابل شورهزار مشکلات، تشنگی نسبت آب محبت، کمصبر نیست، سبز میماند.
چون خارشتر که در خشکسالی اگر هیچ گیاهی سبز نشود، او سبز میشود. او نیز سبز در زمین زندگی، پر استقامت، جا نمیزند و دیر یا زود منفعتش پیدا میشود. حتی اگر دیگران چون زیبا نیست، به دیدهی حقارت به او نگاه میکند، خود را وقف همهی هستی میکند.
همانطور که خارشتر هم خوراک دام است و هم دوای درد انسان. عرقیات از آن میگیرند و ترنجبینش از قدیم دوای زردی بوده و مزاج خنک دارد.



آری، کسی که خارشترانه خود را برای منفعت تقدیم دیگران میکند زیباست؛ حتی اگر دیده نشود یا پایمال عابران باشد.
ولی خارشتر بیعیب نیست؛ تیغ دارد. تیغ که اگر از دل وزبانکسی به دستان دل آدمیان بخورد، دلشان زخمی میشود. و تا وقتی تیغ خارشتر هست و بیرون کشیده نمیشود، جایش پر از عفونت و درد میشود.
ولی گاهی خارشتر نماد دلهای زِخمت هم هست؛ دلهایی که سخت است و انعطاف ندارند. و چنین دلی کمتر محبوب و مورد پسند آدمیان است.
ولی کاش حداقل خارشتر بود؛ در عین تیغدار بودن و آزاررسانی، سود هم میرساند. ولی بعضی از ما آدمها کارشان فقط مردمآزاری و شکستن و تیغ زدن به دلهای نازک و ظریف آدمیان است.
خلاصه، خارشتر طبیعتش این است؛ و این تمثیلات یک دلنویس است.