این مقاله بازنویسی وخلاصه شده مقاله ای است که پارسال در سایت کافیته نوشته ام خب اشکال ندارد ،خلاصه در ویرگول هم قرار گیرد.

به بهانه حادثه طبس**
به نام خدای برخورداریها
مقدمه
خصوصیسازی یکی از ابزارهای مهم در اندیشه اقتصادی لیبرالیسم و حرکت به سوی بازار آزاد است. برای درک بهتر این سیاست، ابتدا باید نگاهی به مکاتب اقتصادی قرنهای اخیر داشت؛ مکاتبی که هر کدام تصویری متفاوت از نقش دولت و بخش خصوصی در اقتصاد ارائه کردهاند.
مکاتب اقتصادی غالب در قرن اخیر
در سده گذشته، دو نظریه اقتصادی میداندار جهان بودند:
سرمایهداری لیبرالیستی و اقتصاد اشتراکی کمونیستی.
۱. سرمایهداری لیبرالیستی
این الگو بیشتر در اروپای غربی و آمریکای شمالی شکل گرفت.
پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از دولتهای اروپایی برای حفظ عدالت اجتماعی، سیاستهای رفاهی را اضافه کردند؛ از جمله:
آموزش رایگان
بهداشت و درمان عمومی
بیمههای بیکاری و بازنشستگی
اما از دهه ۱۹۸۰، با ظهور نئولیبرالیسم این سیاستها محدودتر شدند و سرمایه، سود و بخش خصوصی دوباره در مرکز توجه قرار گرفتند. فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ نیز سرمایهداری را به الگوی غالب جهانی تبدیل کرد.
۲. اقتصاد اشتراکی کمونیستی
در بلوک شرق، شوروی و چین تا دهه ۷۰ میلادی مالکیت کامل صنایع و مزارع را برعهده داشتند.
مردم مالک نبودند؛ بلکه کارگر یا عضو تعاونیهایی بودند که دولت آنها را اداره میکرد.
این مدل نیز در نهایت با فروپاشی شوروی شکست خورد.
---
سؤال اصلی: اقتصاد دولتی بهتر است یا خصوصی؟
میان اقتصاددانان اختلاف نظر فراوان است.
به صورت کلی:
اقتصاد دولتی عدالت اجتماعی را بهتر حفظ میکند.
اقتصاد خصوصی کارآمدتر است اما عدالت را کمرنگتر میکند.
کشورهای اسکاندیناوی نمونهای از آشتی این دو رویکردند:
بازار آزاد + خدمات اجتماعی بسیار قوی.
---
مزایا و معایب خصوصیسازی
مزایای خصوصیسازی
افزایش بهرهوری و کاهش هزینهها
کاهش بار مالی دولت
جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی
نوآوری بیشتر به دلیل رقابت
افزایش گزینههای مصرفکننده
معایب خصوصیسازی
کاهش عدالت اجتماعی و سختتر شدن دسترسی اقشار فقیر
ایجاد انحصارهای بزرگ خصوصی
کاهش کیفیت خدمات در صورت کاهش هزینههای ضروری
بیتوجهی به منافع عمومی
ریسک شکست شرکتها و آسیبپذیری اقتصاد
---
تاریخچه خصوصیسازی در ایران
خصوصیسازی در ایران دو دوره مهم دارد:
1. پهلوی دوم
2. پس از انقلاب اسلامی
و در دوره پس از انقلاب نیز سه مرحله تجربه شد.
---
۱. خصوصیسازی در عصر پهلوی
در دهههای ۴۰ و ۵۰ ایران به سمت مدرنیزاسیون رفت.
افزایش قیمت نفت در ۱۳۵۳ امکان سرمایهگذاریهای گستردهای را فراهم کرد.
ویژگیها
تقویت بخش خصوصی
واگذاری برخی شرکتهای دولتی
افزایش فعالیتهای صنعتی و زیربنایی
چالشها
افزایش نابرابری
ادامه وابستگی به نفت
فساد و ناکارآمدی در برخی واگذاریها
---
۲. دهه اول انقلاب: بازگشت کامل دولت
پس از ۱۳۵۷ بسیاری از سرمایهداران وابسته به دربار کشور را ترک کردند.
صنایع بیصاحب ماند و دولت آنها را مصادره کرد.
جنگ تحمیلی نیز مدیریت کاملاً دولتی اقتصاد را ضروریتر کرد.
نتیجه:
دولت تبدیل به مالک تقریبا همه صنایع بزرگ کشور شد.
برخی معتقدند این دولتیسازی بیش از اندازه بود و زمینه مشکلات بعدی را ایجاد کرد.
---
۳. سیاست تعدیل اقتصادی (۱۳۶۸–۱۳۸۴)
با پایان جنگ، دولت سازندگی سیاستهای تعدیل را اجرا کرد.
این سیاستها شرط صندوق بینالمللی پول برای اعطای وام بود و شامل:
کاهش یارانهها
آزادسازی قیمتها
کوچکسازی دولت
جلوگیری از استخدام رسمی
واگذاری شرکتهای دولتی
مدافعان معتقد بودند تنها راه بازسازی کشور همین بود.
منتقدان میگفتند: «زیر چرخدندههای توسعه، مردم له شدند.»
دولت خاتمی ادامهدهنده تعدیل بود اما با توجه اجتماعی بیشتر.
---
۴. دوره اصل ۴۴ (از ۱۳۸۴ تا امروز)
در سال ۱۳۸۴ سیاستهای کلی اصل ۴۴ برای خصوصیسازی گسترده ابلاغ شد.
این سیاست در دولتهای احمدینژاد، روحانی و رئیسی ادامه یافت.
مشکلات اصلی
واگذاریهای غیرشفاف
خریداران فاقد صلاحیت
فساد در مزایدهها
خرید صنایع توسط نهادهای شبهدولتی
خصوصیسازیهای شکستخورده مانند هفتتپه
در واقع «خصوصیسازی واقعی» اندک بوده و بیشتر به
«دولتیزدایی از یک بخش و دولتیسازی در بخشی دیگر» شباهت داشته است.
نتایج
بهرهوری برخی صنایع افزایش یافت
اما در بسیاری موارد:
کیفیت خدمات پایین آمد
قیمتها افزایش یافت
بیکاری بیشتر شد
کارگران آسیب دیدند
عدالت اجتماعی تضعیف شد
تحریمها نیز وضعیت خصوصیسازی را دشوارتر کردند.
---
جمعبندی
آیا خصوصیسازی در ایران به نفع مردم بوده است یا به ضررشان؟
از نگاه مردم، اغلب به ضررشان:
خدمات اجتماعی کاهش یافته
تورم و هزینه درمان و آموزش بالا رفته
امنیت شغلی کمتر شده
کارفرما نسبت به کارگر قدرت بیشتری پیدا کرده
اما پاسخ نهایی ساده نیست.
چند نکته قطعی است:
1. خصوصیسازی واقعی در ایران کم انجام شده.
2. بخش بزرگی از واگذاریها پر از فساد، رانت و سوءمدیریت بوده.
3. نه اقتصاد دولتیِ کامل موفق است (مثل شوروی)، نه خصوصیسازی افسارگسیخته (مثل نمونههای شکستخورده آمریکا و آمریکای لاتین).
4. مدل ترکیبیِ کشورهای اسکاندیناوی و چین موفقتر بوده:
اقتصاد رقابتی
در کنار خدمات اجتماعی بسیار قوی
ایران نیز برای پیشرفت نیازمند مدلی است که:
رقابت را تقویت کند
اما آموزش، بهداشت، اشتغال و مسکن را هم از دسترس عدهای خارج نکند
اقتصادی که در آن «ثروت فقط ملاک بهرهمندی» نباشد.
انشاءالله.