ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

در این پست(( وراجی)) و(( پراکنده نویسی)) آزاد است.

کمی فاصله… بعد از چند پستِ خاطره‌ی غمگین، از مصیبت نویسی کمی فاصله بگیریم. چون دیدم یکی از دوستان به نام زهرا خانم وقتی پست‌های من را می‌خوانند، دل‌شان که گرفته است، گرفته‌تر می‌شود.

بنده خدا گناه دارد .گناه نکرده با تمام غمهایش خاطرات غم انگیز من را هم بخواند.

خب، حالا یک هفته از زمستان گذشت. شهرهای شما چه خبر؟ بارندگی بود؟ خیلی سرد است هوا یا معمولی است؟

از مسائل اقتصادی گرچه نمی‌توان چشم پوشید، ولی اندازه‌ی چند خط چشم می‌پوشیم. در ویرگول چه خبر است؟ احساس می‌کنم خلوت‌تر شده است. نمی‌دانم چون ایام امتحانات نوبت اول است تأثیر داشته یا مسابقه‌ی ویرگول دلسردی آورده است. آن هم گذشت؛ مثل همه‌ی مسابقات. همه‌چیز گذراست. انگار همین دیروز بود که مسی جام جهانی را در قطر بالا برد. هفت تا هشت ماه دیگر هم دوباره جام جهانی برگزار می‌شود. البته در این دوره‌زمانه گورِ بابای فوتبال! فقط گفتم: «مسی هم جام جهانی را برد»؛ دارد منقضی می‌شود، چه برسد به مسابقات دیگر!

البته خیلی بی‌ربط بود، نه؟ نویسندگی چه ربطی به فوتبال دارد؟ بالاخره فوتبال اگر حساب کنی یک جور هنر است.

یادم هست کارهای عجیب زیاد می‌کردم. مثلاً یک‌بار از صبح تا بعدازظهر در «منیریه» دنبال سی‌دی تاریخچه‌ی جام جهانی می‌گشتم. آخرش رفتم یک مغازه، گفت «۸۶ دارم». گفتم رایت کن. گرفتم و آمدم خانه. یک‌بار دیگر ۲۲ ساله بودم، دیپلم گرفته بودم. فقط برای گرفتن کتاب تاریخ علوم انسانی دوم یا سوم دبیرستان به میدان انقلاب رفتم؛ آخرش هم آمدم و تاریخ سوم دبیرستان را در محل خریدم! ولی با همه‌ی مسخره بودنش، یادش بخیر…

یا مدتی بود کتاب تاریخ دوم دبیرستان قدیم علوم انسانی را در آن کامپیوتر قدیمی تایپ ده‌انگشتی می‌کردم. خیلی تایپ ده‌انگشتی را دوست داشتم. وقتی تازه کامپیوتر خریده بودم که سال ۸۴ بود، یک سی‌دی آموزشی خریدم و شروع کردم؛ در تایپ فارسی مسلط شدم، ولی انگلیسی نه. یک دوره کلاس تایپ هم در میدان صادقیه رفتم؛ دوره را رفتم ولی مدرکش را نرفتم بگیرم. البته با هوش مصنوعی الان دیگر به لای جرز دیوار می‌خورد! ولی هنوز هم دوست دارم خیلی تایپ کنم. یادش بخیر…

یک دوره کامپیوتر هم در این خانه فرهنگِ پارکِ محلمان شب‌ها می‌رفتم؛ آن هم خاطره شده برایم. یک ماهی هم باشگاه بدنسازی رفتم. زیاد تمرین‌هایی که می‌دادند را درست نمی‌توانستم انجام بدهم، ولی تردمیل را انجام می‌دادم. یک روز ۲۷ دقیقه روی تردمیل بودم؛ مربی باشگاه آمد گفت: «چه خبرته؟ تازه‌کاری؛ ضربانت می‌ره بالا!» وزن بالای صد بود. با یک ماه باشگاه و شام فقط کاهو خوردن، سه کیلویی وزن کم شد.

و یک سؤال: شما چطوری می‌نشینید فیلم می‌بینید؟ یک سریال چندقسمتی را کامل می‌بینید؟ حتماً علاقه دارید. ولی من تنها سریالی که جذبم کرد ببینم، و بعد از اینکه تلویزیون پخش کرد همه‌ی قسمت‌های آن را دانلود کردم و دیدم، «فرار از زندان» بود؛ پنج فصل را دانلود کردم و دیدم. البته تلویزیون آن‌قدر تکرار کرده که دانلود من آن موقع نت‌سوزی بود!

آخرین فیلم سینمایی هم که دیدم در این سایت‌های پخش فیلم بود که اشتراک یک‌ماهه داشت. اسم نمی‌آورم؛ فیلم آش و لاش «عروس روسی» بود، فیلم ترسناک بود مثلاً! یا نمی‌دانم، فیلم «تف می‌کنم تو گورت»… همش مزخرف و صحنه‌ی خشن بود و بس. و حالا بگذریم.

پنج بار در عمرم سینما رفتم. اولین فیلمی که رفتم «بالاتر از خطر» بود. یک‌بار تنها رفتم «اخراجی‌های ۱» را دیدم. «سرود تولد» یک فیلم دیگر بود. «محمد رسول‌الله» مجید مجیدی و «رسوایی» هم آخرین فیلم‌هایی بودند که در همین سال‌ها وقتی چند روز به تهران رفته بودم در سینما «تماشای یافت‌آباد» دیدم.

کلاً اهل دیدن نیستم؛ با اینکه چشم‌هایم را «آکبند» نگه داشتم باز ضعیف شده. خیلی اهل شنیدن‌ام؛ از رادیو گرفته تا تحلیل سیاسی و کتاب صوتی و سخنرانی مذهبی. در مورد آهنگ هم اگر به عرب‌پرستی متهم نشوم، ترانه عربی دوست دارم. قبلاً که رادیو تنها سرگرمی بود، رادیو کشورهای عربی را می‌گرفتم که فقط ترانه عربی بشنوم. نوحه عربی را هم خیلی دوست دارم.

خب، متأسفانه زیاد وراجی کردم! همین‌جا شما را تا پست بعدی به خداوند متعال می‌سپارم. به امید دیدار.

جام جهانیعلوم انسانی
۳۲
۸
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید