ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

دعوایی فرسایشی برسر یک جوی آب(( فصل دوم))قسمت سوم

قاضی قرار کارشناسی را صادر کرد. ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ کارشناسی ثبتی آمد. طرف پیرمرد بود به نظر آدم مقرراتی و سنتی می‌رسید. به هر صورت، آن استرس دفعه قبل کارشناسی این دفعه نبود. بیرون بودم؛ کارشناس آمد و دوباره هم برای بار دوم این بار هم کارشناس را چو عروسی در ماشین کردند و به بالا بردند و هرچه داد زدم اعتنایی نشد.

به هر صورت کارشناس بعد از مدتی اختلاط با همسایه و دهیار به پشت خانه، یعنی ورودی جوی، آمدند. این بار دیگر کارشناس را زیاد با سر و صدا استقبال نکردم. کارشناس به همراه دهیار و همسایه به داخل آمدند و کنار جوی آب رفتند. کارهای جی‌پی‌اس را انجام داد.

بعد گفت باید طوری باشد که سوراخی باشد که همسایه از این طرف جوی به آن طرف جوی از داخل خانه به بیرون برود. به پشت رفتیم. کارشناس مدتی با همسایه به دور از ما اختلاط کرد و بعد به پیش ما آمد و سند کل ملکی که از پدربزرگم به پدرم و خواهرها و برادرش به ارث رسیده…

گفتم من ندارم، و اگر هم داشته باشم نمی‌دهم چون امکان سوءاستفاده هست. سند قدیمی بود، مربوط به سال ۱۳۱۳ بود و در دسترسم نبود. خلاصه دوباره به خانه آمد. تمام بیرون کرد.

دهیار بحث مسیر سیلاب را پیش کشید. کارشناس گفت: 《خیلی از شهر سبزوار در مسیر سیلاب است؛ همه‌ی آنها را خراب کنند؟》 فقط نکته‌ای که جالب بود این بود که دهیار گفت این عکس‌های هوایی از قدیم مانده، خیلی خوب است. الان که عکس هوایی نداریم.

ولی کارشناس گفت: «الان می‌خواهی عکس‌های ۱۷ سال را پیش زمین هارا بیاورم؟ حیف که اینجا گوشی آنتن نمی‌دهد.» منظورش تایم گوگل‌اِرث بود.

کارشناس به هر صورت نظر کارشناسی خود را ۸ فروردین ۱۴۰۱ داد. من آن موقع تهران بودم. اینقدر گوشی را نگاه می‌کردم… اتفاقاً آن روز خانه برادرم بودیم. گفتند: «تو خسته نشدی؟» چون من طرف دعوا بودم، استرس داشتم.

به هر حال، در نظریه کارشناسی حدود جوی را مشخص کرده بود و گفته بود که جوی طول و عرضش ۴۸ متر است، باید در سند به نام همسایه ثبت شود و حقوق ارتفاقی در سند قید و سند اصلاح شود. و خانه ما ۹ سال پیش زمینی بوده که از پدرم به من واگذار شده و من آنراساختم و سند گرفتم،این دروغ بود و البته گفته بود ما هم حاضریم لوله بیندازیم مثل دفعه قبل که کارشناس گفته بود

عکس هواییگوگل ارثسیلاب
۱۹
۷
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید