
یک لحظه دیگر، تو خواهی توانست زندگی کنی،
اگر ادای زندگان را رها کنی و وارد دنیای زندگی شوی.
زندگی، خودش دنیایی دارد که هر کسی وارد آن نخواهد شد.
زنده بودن، زندگی نیست.
دنیای زندگی حاصل گذشتن از دنیای زندگان است.
دنیای زندگان، پر است از اسارتها و قید و بندهایی که پایشان را بسته و در برابرشان مانعی نهاده تا قدم از قدم برندارند.
بله، زندگی چیزی جز رَستن از آداب و رسوم جاهلانه و احمقانهی جامعه نیست.
آداب و رسومی که جایگاهی در کتاب عقل ندارند.
پس باید خود را آزاد کرد از قید و بندهایی که جامعه بهغلط بر انسان تحمیل میکند.
اگر گرفتار بندهای کلیشه باشی،
هرگز از ریشهی خود سر درنمیآوری و پر میشوی از شاخ و برگهای آداب.
آدابی که دوستشان نداریم؛
فقط میخواهیم همرنگ جماعت شویم.
دلیلش فقط همان است،
وگرنه تو ادای زندگان را درمیآوری، نه اینکه واقعاً زندگی کنی.
بهنظرم کمی باید اندیشید
و بهجای چسبیدن به حرف مردم،
به دل خود رجوع کرد.
همین. 🌿
پست شده در کانال تلگرام لقمه دل نوشته حسین
لینک کانال:https://t.me/hossintaghvaei
