چند ماهی است که در پایان هر ماه چند خطی به یادگار مینویسم. دیماه ۱۴۰۴ نیز تا ۵ ساعت دیگر به پایان میرسد. این ماه حوادثی داشت که واقعاً دردآور بود. فارغ از اینکه در کدام گروه فکری از جامعه ایرانی قرار داشته باشیم، همین که عدهای از ایرانیان جان خود را در این دی ماه پر فراز و نشیب از دست دادهاند، رنجآور و دردناک است. هر طور که به حوادث نگاه کنیم، ردپای مشکلات سرسامآور اقتصادی جامعه را در این وقایع میبینیم؛ چه آنهایی که این اتفاقات را اعتراضات بنامند و چه کسانی که آن را اغتشاشات بدانند. تکلیف اعتراضات که مشخص است و به چه چیزی مربوط میشود، اما اگر همهی این مسائل را هم اغتشاشات و طراحی خارجی بنامیم، این طراحی هم بهانهای از بطن این جامعه می خواسته، یعنی زخمی که مگسی بر روی آن نشسته است.
به هرحال، با نگاهی به اعتراضات یا اغتشاشات، هر چه اسمش را بگذاریم، به یاد اولین شورش تقریبا مردمی بعد از انقلاب میافتم که در سال ۱۳۷۱ در مشهد اتفاق افتاد. دقیقا متوجه نشدم که چند نفر کشته شدند، ولی از تحقیقاتی که کردم، درمییابم که یک کودک در ابتدای ماجرا قربانی شده است. قیمت دلار به عنوان محرکی قدرتمند ایفای نقش کرده است. هرچند این اتفاق مربوط به مشکل حاشیهنشینی در مشهد بود، اما آنچه از منابع به دست میآید این است که دولت در همان سال قیمت دلار را از ۶ تومان به ۱۴۵ تومان افزایش داد و کمکم تورم در اقتصاد ایران بعد از جنگ رو به افزایش گذاشت.
در طی این سالها، اگرچه اعتراضات مردمی جنبههای فرهنگی هم داشت، اما مطالبه معیشت همیشه همچون آتشی زیر خاکستر در میان مردم وجود داشت و متاسفانه در میان مسائلی مانند حجاب اجباری، فیلترینگ، آزادی بیان و دموکراسی گم شده بود. حتی کاندیداهای انتخابات با همین شعارهای فرعی بر صندلیهای اجرایی و تقنینی کشور نشستهاند. به نظرم، درد اصلی جامعه ما اقتصاد است، اما به نظر میرسد خود مردم نیز متاسفانه دنبال مسائل فرعی مانند اینترنت آزاد، دموکراسی و آزادی بیان هستند و به عمد فریب رسانههای مافیای قدرت و ثروت خورده اند.
بسیار حرف برای گفتن وجود دارد، اما دیگر حوصله بحث چالشی ندارم.اینکه که حتی در این دوماه پایانی ۱۴۰۴ چه اتفاقاتی رخ دهد ،خودش محل بحث محافل سیاسی به خصوص در جناح اصلاح طلب است تا ببینیم چه می شود وخدا چه می خواهد.
پایان
سه شنبه ۳۰ دی ۴ ۱۴۰
لطفاً نظر خود را در مورد این متن ارائه دهید.