ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

روانشناسی ۱۶ سال پیش رو به من:تو ۲۳سالته ولی عقلت مثل بچه های ده ساله است شاید راست می گفت.

زمستان ۸۸ دوباره بلاتکلیفی باعث شد حال روحی‌ام به‌هم بریزد. نه کاری، نه زندگی… هیچ چیز دیگری نمانده بود. احساس می‌کردم درد در این است که چون خودکم‌بین هستم، نمی‌توانم سرِ کاری طاقت بیاورم. با خودم گفتم دوباره مشاوره را امتحان کنم.

این‌بار یادم نیست چطور شد، اما قرعه جایی که برای مشاوره می‌رفتم به مرکز مشاوره آموزش‌وپرورش افتاد. به‌هرحال من را به یک مشاور معرفی کردند. مشاوره را شروع کردیم. کمی در مورد مشکلاتی که داشتم برای آن آقای روان‌شناس گفتم: سرِ کاری دوام نمی‌آورم، زودرنج هستم، خانواده‌ام چنین و چنان‌اند…

چند دقیقه که گذشت، مشاور گفت: «تو نوشتی ۲۳ ساله هستی؟»

من متولد ۶۵ هستم و سال ۸۸ بیست‌وسه ساله بودم. ادامه داد: «ولی رفتار و افکارت مثل بچه‌های ده‌ساله است؛ یعنی ۱۳ سال از سنت عقب‌تری.»

می‌دانید، در همان لحظات برگه قبض مشاوره در دستم بود. قبض در دستم ناخودآگاه با انگشتان باز و بسته می‌شد. شاید همین حرکت بچگانه بود یا زودرنجی‌هایی که درباره سرِ کار رفتن داشتم، که آن آقای روان‌شناس را به این نتیجه رساند چنین حرفی بزند.

هرچه بود، هنوز هم در ۳۹ سالگی حس می‌کنم من نه یک مرد ۳۹ ساله‌ام که سرپرست خانواده‌ای با دو بچه باشد؛ یک نوجوان ولگردم که دائم وقت خود را با گوشی می‌گذراند، نه سر کاری می‌رود و نه سختی می‌کشد. ولی خب… شاید هم بعضی وقت‌ها نتوان به قدر سنت فهمید و تلاش کرد.

مرکز مشاورهسال
۳۲
۲۵
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید