

در ایران هست زخمها، بله
ولی از اول داشته خصمها، بله
گرانی و فقر، زخم این کشور است
استعمار همیشه خصم این کشور است
چقدر سادهلوحاند عدهای
که کتمان کنند مشکلات عمدهای
گر ملت فقیر و بیچیز شد
امیدش به آینده ناچیز شد
تحمل کنند مردمان
تا رسد به لبهایشان جان
بله، زخم کاری داخلی است
فراموشی آن، اوج غافلی است
نده همهچیز نسبت به دشمنان
که تیمار نکردی زخم، نکردی پانسمان
عفونت مسری ز کل جان و تن
گرفتار میشوی به هزاران فتن
تا اینجا، برای منکران زخم
شروع کنیم ملامت منکران خصم
تو که بگویی کشوری که پرقدرت است
ندارد کار به دیگران، این چه حکمت است؟
اگر آنها گذارند دست روی دست
کسی دیگر، جای آنها خواهد نشست
آنها مشغولاند به تضعیف دیگران
اگر منکر حرفی، بیتعارف، هستی از خران
به تضعیف کشورها ابرقدرتاند
امیرانشان غرق حشمتاند
تمام کن رویابافی مضحکت
که ندارند کار آنها به کار مملکت
تا وقتی که زورش میرسد
دشمن نقشه با غرورش میکشد
منکران زخم، احمقاند
دشمنانِ ناباوران هم احمقاند
حقیقت که گر زخم باشد تو را
نشیند مگس، بپاشد تو را
کل حرف من همین بود در این کلام
که زخم و خصم توأماناند، و سلام.