ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

صندوقچه دلم

گاهی گذرا به صندوقچه دلم نگاه می‌کنم و چیزی برای تعریف پیدا نمی‌کنم؛

جز چند تکه آت‌وآشغال که حاصل یک عمر فرو رفتن در خود بوده.

راستش را بخواهید، در دل من گنجی پیدا نمی‌شود.

گنج همیشه سهم صاحبدل‌هاست؛

ما مفلسِ قلبیم، صورتمان را با سیلی سرخ نگه داشته‌ایم تا کسی نفهمد چقدر تهی هستیم.

می‌دانید، گنج‌های مالی زیر خاک پنهان‌اند،

اما دیر یا زود مجانی به دست صاحبش می‌رسند.

اما دل…

دل را نمی‌شود مفتکی به دست آورد.

نمی‌شود دل را انداخت وسط طوفان‌های پشت‌سرهم،

در تلاطم هوس بود،

یا خانه‌ دل را پر کرد از هر رهگذری،

و بعد انتظار داشت شکل آدمیزاد پیدا کنیم.

به قول معروف،

ملا شدن چه آسان؛

آدم شدن محال.

مسکین دل آدم…

چیزی جز بدنی از آب و گل نیست.

۲۰
۷
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید