ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۳ دقیقه·۷ ماه پیش

قانون‌مندی رفتار انسان در تاریخ، از منظر قدرت

در نگاه ما، دنیای امروز جهانی پیشرفته و مدرن است، جهانی که تصور می‌کنیم دیگر شباهتی به دوران بربریت و خشونت قرون گذشته ندارد. دلیل این تصور، پیشرفت علم و فناوری، شکل‌گیری نهادهایی چون سازمان ملل و سایر نهادهای بین‌المللی برای حفظ صلح و امنیت جهانی است.

اما آیا واقعاً انسانِ مدرن، با همه‌ی سازوکارهای شیک و امروزی‌اش، توانسته از آن خوی سلطه‌طلب، زورگو و وحشی خود فاصله بگیرد؟ آیا دیگر به دنبال سلطه بر دیگران نیست و به قدرت به‌مثابه مسئولیت می‌نگرد نه ابزار برتری؟ پاسخ به این پرسش نیاز به تأمل دارد.

شورای امنیت؛ تجلی قدرت در دنیای مدرن

پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل به عنوان مهم‌ترین نهاد نظم‌بخش جهانی شکل گرفت؛ نهادی که همه‌ی کشورها در آن عضوند و در مجمع عمومی آن حق رأی دارند. اما ساختار واقعی قدرت در این سازمان، در جای دیگری نهفته است: شورای امنیت.

در این شورا، تنها ۵ کشور دائم (آمریکا، انگلستان، فرانسه، روسیه و چین) دارای حق وتو هستند. یعنی اگر همه کشورهای جهان به موضوعی رأی مثبت دهند، همین پنج کشور می‌توانند با یک وتو، کل تصمیم جهان را بی‌اثر کنند. این یعنی برتری ساختاری و نهادینه‌شده، نه برابری واقعی. همین حق وتو، ابزار مشروعِ سلطه‌گری در جهان مدرن شده است.

آمریکا بارها در مورد فلسطین و غزه از این ابزار استفاده کرده، روسیه نیز در مورد اوکراین. پس آیا واقعاً از دوران سلطه‌جویی دور شده‌ایم، یا فقط ابزار سلطه‌گری‌مان شیک‌تر شده است؟ فرق اشغال نظامی با وتوی یک تصمیم جهانی چیست، وقتی هر دو به خفه شدن صدای اکثریت منجر می‌شود؟

قانون‌مندی‌های رفتاری انسان در طول تاریخ

رفتار انسان در تاریخ، از الگوهایی مشخص پیروی می‌کند؛ گرچه ظاهر وقایع فرق می‌کند، اما ریشه‌ها و محرک‌ها یکی‌اند. می‌توان این قانون‌مندی‌ها را چنین خلاصه کرد:

۱. انسان، وقتی قدرت دارد، میل به استفاده از آن دارد. قدرت به‌خودی‌خود وسوسه‌برانگیز است. انسان در موقعیت برتری، اغلب تمایل دارد دیگران را تحت سلطه بگیرد، نه اینکه قدرتش را عادلانه تقسیم کند.

۲. منازعات بشری، تابع توازن قوا هستند، نه عدالت. درگیری‌ها در هر سطحی (خانواده، جامعه، کشور، جهان)، اغلب با معیار قدرت طرفین حل‌وفصل می‌شوند، نه با منطق یا اخلاق.

۳. انسان، در برابر ظلم، میل به مقاومت دارد، اما توانایی مقاومت به قدرت واقعی او وابسته است. اراده‌ی مقاومت همیشه هست، ولی فقط آن‌کس که به منابع قدرت (نظامی، رسانه‌ای، اقتصادی، اجتماعی) دسترسی دارد، می‌تواند مقاومت مؤثر انجام دهد.

۴. سقوط امپراتوری‌ها و بحران‌های بزرگ، زاییده‌ی زیاده‌خواهی، نابرابری و ضعف حکمرانی است. همیشه وقتی یک نظم بزرگ فرو می‌ریزد، پای سه عامل در میان است: حرص قدرت، نابرابری شدید و بی‌کفایتی حاکمان.

۵. قدرت انسان نامحدود نیست. قدرت هر انسان یا حکومتی، تابع جغرافیا، شرایط اجتماعی، فرهنگ و زمانه‌اش است. هیچ قدرتی مطلق و ابدی نیست.

۶. گاهی قدرت‌های ضعیف‌تر، با اراده‌ی قوی‌تر پیروز می‌شوند. در تاریخ، پیروزی ضعیف بر قوی کم نبوده؛ چون قدرت همیشه فقط در عدد و تجهیزات نیست. ایمان، انگیزه، هوش نامتقارن و پافشاری، معادلات قدرت را به هم می‌ریزد.

سخن پایانی

قدرت، همان‌قدر که عامل نظم و توسعه بوده، منشأ خشونت و بی‌عدالتی نیز شده است. انسانِ امروز، با همه‌ی مدرن‌بودنش، هنوز نتوانسته از دام الگوهای سلطه‌جویانه رها شود. اگر قانون‌مندی تاریخ را بفهمیم، شاید بتوانیم در چرخه‌ی تکرار آن، تغییری ایجاد کنیم.

قدرتسازمان مللانسان
۸
۰
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید