ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۱ دقیقه·۱۹ روز پیش

ماجراهای صداقت‌آباد؛ خرید رأی با قرمه‌سبزی

انتخابات شورای روستای صداقت‌آباد قرار بود جمعه برگزار شود. در میان نامزدها، پسری به نام مرتضی هم ثبت‌نام کرده بود؛ اما شمار طرفدارانش آن‌قدر کم بود که اگر همهٔ رأی‌دهندگان یک وانت می‌گرفتند، جا برای چند رأس گوسفند هم باقی می‌ماند.

همین شد که پدر و مادرش دست به ابتکاری زدند که بعدها در تاریخ روستا به نام «چهل استکان برنج» مشهور شد.

محبوبه خانم، مادر مرتضی، هر فامیلی را که در شهر داشت به یاد آورد؛ از عمه‌زاده گرفته تا پسرخالهٔ دور. چنان دعوت‌نامه پخش کرد که انگار قرار است مرتضی را داماد کند، نه عضو شورای روستا.

روز قبل از رأی‌گیری، چهل استکان برنج را خیس کرد و دیگچهٔ بزرگی از قرمه‌سبزی بار گذاشت. بوی غذا در کوچه‌ها پیچید و فامیل از شهر سرازیر شدند.

قرمه‌سبزی کار خودش را کرد. مهمان‌ها که تا دیروز حتی نام روستا را به زحمت به یاد می‌آوردند، ناگهان احساس مسئولیت کردند و تصمیم گرفتند در تعیین سرنوشت صداقت‌آباد نقش‌آفرین باشند.

کسی هم نپرسید این جماعت چگونه قرار است برای جایی تصمیم بگیرند که نه در آن زندگی می‌کنند و نه گوسفندی در آن دارند.

فردای آن روز، روی شیشهٔ مسجد نوشتند:

«نتیجهٔ انتخابات شورای روستا: مرتضی، نفر اول با ۴۴ رأی.»

از آن روز به بعد، بعضی از اهالی معتقد بودند مهم‌ترین نهاد د.م .و.ک .ر.ا.ت .ی. ک روستا نه ص.ن.د.و.ق رأی، بلکه دیگ قرمه‌سبزی است.

احساس مسئولیت
۱۵
۰
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید