ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۲ دقیقه·۲۰ روز پیش

ماجراهای صداقت آباد مرده شور خانه ی تهران مال

دورهٔ چهار سالهٔ دهیاری مش بهزاد در حال پایان بود و انتخابات شورای روستا هنوز برگزار نشده بود. حاج فیروز صوفی‌مرام، که دایی مش بهزاد هم بود، تصمیم گرفت با برگزاری میتینگی در مسجد روستا، عملکرد او را برای مردم روشنگری کند.

جلسه آغاز شد. تقریباً همهٔ مردم روستا حاضر شده بودند. حاج فیروز، که بانی مجلس بود، مقداری عدس و برنج خرید و عدس‌پلویی فراهم کرد تا نقش زر برای زور را ایفا کند.

تلویزیون اینترنتی شهرستان خشکزار، که مراسم عملکرد مسئولان روستاها را به‌صورت زنده پخش می‌کرد، نیز برای پوشش برنامه آمده بود.

کمی تعارف و تکه‌پاره رد و بدل شد. بعد چای و شیرینی ناپلئونی، که از بودجهٔ دهیاری خریداری شده بود، میان حاضران پخش شد.

در این هنگام، جعفر اورژانسی، پسر صوفی‌مرام و رئیس شورای ده، چند دقیقه‌ای صحبت کرد و همگان را به گوش سپردن به بیانات مش بهزاد، که قرار بود دستاوردهای خود را به سمع اهالی برساند، دعوت کرد.

مش بهزاد با صلوات بر محمد و آل محمد سخنانش را آغاز کرد. ابتدا تشکرات معمول را از همراهی و همیاری مردم در این چند سال به جا آورد. تقریباً همهٔ صحبت‌هایش شبیه پیچاندن چهار سال عمر مردم روستا بود و حاضران منتظر بودند بالاخره حرف تازه‌ای بشنوند.

مش بهزاد گفت:

«برادران و خواهران عزیز! در راستای رفاه شما، طرح ساماندهی آرامستان با تلاش دهیاری و کمک شما آغاز شده و پیشرفت خوبی داشته است. ایجاد فضای سبز در اطراف آرامستان شروع شده، زیرساخت‌های آبرسانی با خرید امتیاز آب انجام گرفته و برای جلوگیری از ورود حیوانات وحشی و نجس‌العین، حفاظ‌های سنگی نیز در دست اجراست.

از همه مهم‌تر، رایزنی‌های لازم برای یک طرح مهم و استراتژیک انجام شده است. دیروز تماسی با مالک تهران‌مال داشتم و در حال نهایی کردن توافقی هستیم که مجموعهٔ تهران‌مال غسالخانهٔ اصلی خود را در روستای ما مستقر کند. این طرح به ترویج گردشگری در روستا کمک زیادی خواهد کرد.

حضور خانوادهٔ متوفیان، به‌خصوص بانوان محترمه، موجب گسترش مبادلات فرهنگی میان پایتخت و مردم ما خواهد شد. به امید خدا، با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر دهیاری و کمک سبز شما، به تنها نمایندهٔ انحصاری غسالخانهٔ تهران‌مال در کشور تبدیل خواهیم شد. اگر کسی در تهران‌مال از دنیا برود، عملیات غسل و کفن او در غسالخانهٔ صداقت‌آباد انجام خواهد شد و از این طریق به ردیف‌های بودجهٔ دهیاری نیز اضافه می‌شود.»

مش بهزاد که سخنانش را تمام کرد، پیرمردی به نام غلامعلی از جا بلند شد و گفت:

«اینکه همش شد برای مرده‌ها. ما زنده‌ها انگار مشکلی نداریم؟»

مش بهزاد با خونسردی چایش را سر کشید و در همان لحظه سفرهٔ عدس‌پلو پهن شد.

فضای سبز
۱۳
۲
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید