
عنبرنسا در صداقتآباد به یک کالای استراتژیک تبدیل شده بود. روی آوردن مردم به پرورش الاغ باعث شده بود تولید عنبرنسا به تناژ بالا برسد.مردم بجای اسپند عنبرنسا دود می کردند .مش بهزاد در بخشنامه دهیاری قیمت هر کیلو عنبرنسا را ده میلیون تومان اعلام کرد و خرید تضمینی آن را آغاز نمود.
اما صداقتآبادیها از قیمت تعیینشده راضی نبودند.
یک روز کنار کوچه، اسد زندانبان گفت: «دیشب شنیدم دولت قیمت دلار را ول کرده تا کارخونهها پول بیشتری دربیارن و مالیات بیشتری بدن. تو هم قیمت عنبرنسا را آزاد کن.»
مش بهزاد پرسید: «چه فایدهای داره؟»
اسد گفت: «هرچه مردم بیشتر عنبرنسا بفروشن، پولدارتر میشن. هرچه پولدارتر بشن، بیشتر به دهیاری کمک میکنن. با این قیمتگذاری دست و پای مردم را برای درآمد بستی. فنر عنبرنسا را ول کن تا ببینی چه رونقی راه میافته. صداقتآباد قطب عنبرنساسازی خاورمیانه میشه. قیمت بالاتر، فروش بیشتر، درآمد بیشتر و مردم هم ثروتمندتر میشن.»قیمت دستوری دشمن تولیده .
آزادش کن تا مردم اینجا نتونند مصرف کنند .به بیرون صادر بشه
مش بهزاد چند لحظهای به فکر فرو رفت و بعد گفت: «واقعاً حیفه جامعه از وجود کارشناسای اقتصادی مثل تو محرومه. اگر دست من بود، همین امروز ریاست بانک مرکزی صداقتآباد را بهت میدادم!»