ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

معمولی بودن کافی نیست

چند سال قبل، وقتی ما بچه بودیم، هر نوشابه‌ی سیاهی «پارسی‌کولا» نبود و بستنیِ «شیر گاو» را آن‌قدر تبلیغ می‌کردند که انگار از خودِ شیر برای گوساله‌اش هم خوشمزه‌تر است. گاهی هم "میخوام سالاد درست کنم، سالاد چی؟» یا «علامت ضربدر پاک یادت نره» هم مدتی ورد زبان مردم شده بود.

آن روزها تلویزیون تقریباً تنها سرگرمی مردم بود و بیشتر تبلیغ‌ها از همان قاب کوچک به خانه‌ها می‌رسید. اما امروز، از تلویزیون و ماهواره گرفته تا سایت‌ها و پیام‌رسان‌ها،و شبکه های اجتماعی همه مشغول تبلیغ‌اند.

حالا سؤال این است: تبلیغ یعنی چه؟ آیا تبلیغ، خلقِ یک بزرگنمایی فریبکارانه

است برای پوشاندن واقعیت ؟ یعنی ساختن تصویری از یک کالا، یک آدم یا یک سبک زندگی که در واقعیت آن‌قدرها هم وجود ندارد؟

این ماجرا فقط به پیام‌های بازرگانی محدود نمی‌شود. و عده های سیاسی و تبلیغات انتخاباتی هم گاهی چیزی جز کشیدن روکش براق بر چهره‌ی افراد نیست. نمایش زندگی در شبکه‌های اجتماعی نیز از همین جنس است؛ جایی که بعضی‌ها نسخه‌ای بزک‌شده از زندگی‌شان را به نمایش می‌گذارند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.

انگار دیگر معمولی بودن، جذاب نیست. راست و حسینی بودن، هنر به حساب نمی‌آید. کالا، آدم و حتی سبک زندگی باید رنگ و لعاب بگیرند تا به چشم بیایند و به دهان مردم شیرین بنشینند.

نمی‌دانم این چند خط ارزش خواندن داشت یا نه؛ فقط می‌دانم عصر دوشنبه، ۱۵ تیر ۱۴۰۵، حاصل فکرهای من همین بود.






سبک زندگیشبکه‌های اجتماعی
۳۳
۱۴
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید