ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

منِ رقص نابلد

قرارها برای روز عقد گذاشته شد و روز ۳ تیر ۱۳۸۹ ما عقد کردیم.

عقدکنان نمی دانم چرا گل را به من دادند به داماد می دهند یانه خبر ندارم.
عقدکنان نمی دانم چرا گل را به من دادند به داماد می دهند یانه خبر ندارم.

محضر
محضر

عاقد
عاقد

روز ۴ تیر، که روز ولادت حضرت علی علیه‌السلام و روز پدر بود، روز عقدکنان ما هم شد. معمولاً عقدکنان در خانه دختر برگزار می‌شود. همان روز برق رفت و خانه پدرخانم، که مراسم در آنجا بود، بسیار گرم بود؛ از سر و صورت همه و به خصوص من، عرق می‌ریخت.

من خیلی خجالتی بودم. مراسم در خانه پدر همسرم زنانه بود و مردها در خانه پدرم جمع شده بودند، که حالا همان خانه‌ای است که ما زندگی می‌کنیم. خلاصه، به من گفتند بلند شوم و با عروس برقصم. من در عمرم هیچ وقت نرقصیده بودم و فقط چند دقیقه در عروسی خواهرزاده رقصیده بودم که آن هم خیلی خنده‌دار شد و فیلمش باعث خنده دیگران شده بود.

چند حرکت دستی انجام دادم و بعد گفتند: «بابا، تو برو بشین.» بعد من رفتم و زن‌ها بزن و برقص خودشان را انجام دادند. بعد گفتند بیا، قرار است کادوها را بدهند. اصلاً یادم نمی‌آید چه کادوهایی بود، اما معمولاً در این جور موقع‌ها مردها چیز زیادی نمی‌گیرند و کادو بیشتر به عروس می‌رسد، هر چند زندگی مشترک است.

فکر کنم حدود یک ساعت در مراسم حضور داشتم، بعد دیگر چیزی یادم نمی‌آید. چند تا عکس گرفتند و این بود عقدکنان ما. در طرف مردانه هم که طبق عرف میوه و شیرینی بود و چند کلام صحبت کردند، خیلی چیز خاصی به ذهنم نمی‌آید.

شب هم که به خانه پدر من خبری نبود و در خانه پدر همسرم، به فامیل‌های خودشان شام دادند که خورشت قیمه بود. خلاصه، احساس شرم عجیبی آن روز در من بود؛ چون حضور در جمع زنانه برایم سخت و خجالت‌آور بود. حتی تا امروز هم در شلوغی و جمع‌های بزرگ راحت نیستم.

احساس شرمزندگی مشترک
۳۰
۲۲
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید