ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

هی حسین، بنویس

.

هی بهم می‌گی بنویسم، گیج می‌زنم. از کجا بگم؟ از کدوم داستان؟ از کدوم مشکل؟ از کدوم زیبا؟ و خشگل؟ هیچ ندارم بگم. وقتی هیچ برای گفتن نیست، نوشتن مثل اینکه با نوار خالی بخوای برقصی.

می‌شه؟ خداوکیلی می‌تونی؟ اگه می‌تونی، بگو. من با مغز خالی بنویسم. حالا بذار، شاید ویندوز مغزم بالا بیاد، یک چند فایل اجرا کنه تا ببینم خدا چی می‌خواد.

آهان، حالا می‌نویسم برات: سلام به تو که مهربوترینی، باصفاترینی، عاشق‌ترینی. از این ترینای خوب داری، نه از اون ترینایی که دست آدم بهش نمی‌رسه.

پولدارترین، جذاب‌ترین، باهوش‌ترین… آخه من هیچ‌کدومش نیستم. نه پولدارم، نه جذابم، نه باهوش، نه خوش‌پوشم. من اوج ناترینم.

می‌مونی کنار من یا می‌دی آزارم؟ شایدم تو هوس‌ترین‌های اینستاگرامی داری که اگه داری، مارا به خیر، تو را به سلامت.

همین، فکر کنم برات بسه، چون فعلاً مغزم توی موقعیت آفسایده. یک لحظه فکر کن که نوشتنم بهترین نیست، بازم می‌مونی کنارم یا می‌دی آزارم؟

همین برات بسه یا بنویسم؟ فکر کنم بخوامم نمی‌تونم بنویسم. پس فعلاً تا همین جا، تا همین جا، تا همین جا، تا فردا.

۱۱
۵
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید