
نوشته شده در اول فروردین ۱۴۰۵ هجری خورشیدی
روز نخست فروردین ۱۴۰۵ به ساعات پایانی خود نزدیک میشود؛ شامگاه اولین روز سال است. زمستانی دیگر گذشت و بار دیگر بهار، چون عروسی زیبا، رخ نشان داد.
در میان سنتهای کهن ما، آیینی دیرینه به نام نوروز جای دارد؛ رسمی که ریشه در فرهنگ باستانی ایران دارد. اینکه آغاز سال خورشیدی با نخستین روز بهار و زمان اعتدال زمین همراه است، مایه افتخار و بالیدن به فرهنگی است که هزاران سال پیش از نیاکانمان به ما به ارث رسیده است.
نوروز تنها یک جشن نیست؛ ریشه در باورهایی عمیق و معنوی دارد. پیام آن، آغاز دوباره است؛ تولدی نو از دل فرسودگیها، و بیدارشدنی از خوابی عمیق. طراوتی که از دل کهنگیها میروید و زندگی را دوباره سبز میکند.
امسال، نوروز با عید فطر نیز همزمان شد. عید فطر را نیز میتوان نوروزی معنوی دانست؛ با این تفاوت که از بهاری به نام رمضان سر برمیآورد؛ بهاری که فصل شکوفایی معارف دینی و قرآنی است. در این بهار روحانی، انسان میتواند زندگی تازهای آغاز کند؛ زندگیای که با روزهای پیش از آن، فاصلهای از زمین تا آسمان دارد.
کسی که در کوچهباغهای رمضان قدم زده باشد، نسیم بهاری رحمت الهی بر چهره دلش وزیده است. چشمان دلش در گلستان معرفت قرآن، گلهای رنگارنگ حقیقت را تماشا کرده و شیفته آنها شده است. او کوشیده است این گلها را بچیند و به خانه دل خویش بیاورد؛ و از همنشینی با طراوت کلام الهی بهرهمند شود.
چنین انسانی با خانهتکانی دل، خود را به نوروز معنوی فطر میرساند. بهاری را پشت سر گذاشته است که عطر گلهایش هنوز با اوست و نسیم رحمتش در خاطرش جاری است.
و اگر این عطر و این نسیم در جان انسان بماند، از عید فطر تا رمضان آینده خزانی در وجود او نخواهد بود. هر روزش روزی نو خواهد بود؛ روزی با طراوتی همچون نوروز.
باشد که چنین باشیم.
:::