ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

پست ۱۵۰ یه چی نوشت


صد و پنجاهمین پستم در ویرگول

بعضی وقت‌ها بعضی کارها از روی عادت انجام می‌شود.
درسته، وقتی آدم افسرده و ناراحته، غذا کم می‌خوره و کم به غذا میل داره؛ ولی بالاخره یه چی، به قول معروف، می‌خوره که زنده بمونه.

بعضی وقت‌ها آدم عادت کرده به یه کاری مثل نوشتن؛ حوصله‌اش هم که نیست، شروع می‌کنه از افسردگی نوشتن تا به قول معروف «یه چیزی نوشته باشه» که عادت رو جواب داده باشه تا احساس بدی بهش دست نده.

من که الان ۸۰ روزه مرتب در ویرگول هر روز می‌نویسم و بعضی روزها ۴ پست گذاشتم؛ الان اگه روزی یک پست نذارم، روزم یه جوری می‌شه. اینه که حالم هم بد باشه، یه چی می‌نویسم تا دلم یکمی آروم بگیره.

از «یه چی »در زندگی زیاد می‌گیم ما.

«یه چیزی می‌شه دیگه» وقتی می‌خواهیم از غصه فردامون خودمون رو راحت و سبک کنیم. یه دفعه می‌گیم: «یه چی می‌شه دیگه.» یا به قول ترانه رضا صادقی «یه چیزی می‌شه دیگه».

این ترانه در اوج کرونا یا مضحک بود یا امیدبخش. هر چی بود، اول کرونا خیلی ترس همه رو برداشته بود. اسفند ۹۸ به قدری ترسیده بودم که یه روز یک چک‌پول ۵۰ تومنی، برای اینکه کرونا نگیرم، وقتی از دست کسی گرفتم، پاره کردم! از اون کارم الان خنده‌ام می‌گیره.

این همه ترس، آخرش این شد که ۳ بار کرونا خودم گرفتم؛ همسرم که آسم هم داشت کرونا گرفت، بچه‌هام گرفتند، کلاً کل مردم ایران به جز عده‌ای کرونایی شدند. ۴ تا هم دوز واکسن زدیم.

یا وقتی که جهش‌های ارزی قبلی رو در سال‌هایی مثل ۹۰ و ۹۶ و ۱۴۰۱ داشتیم، از افزایش قیمت همه‌چیز و کم بودن درآمدم دچار وحشت می‌شدم؛ یکی تو دلم می‌گفت «یه چی می‌شه دیگه.» الانم که فکر می‌کنم، بازم یکی می‌گه تو فکرم «یه چی می‌شه دیگه» ولی باز یکی دیگه می‌گه خودت داری فریب می‌دی، آینده بیچاره می‌شی!

خلاصه نیروی خیر و شر در فکر داره کار خودشو می‌کنه. در همه‌ی آدم‌ها هست.

یا یه وقتی که گرسنه‌ای، میای خونه به مادر یا همسرت می‌گی «یه چی بیار بخوریم». در واقع می‌خوای یه چیزی بخوری که شکم فقط پر بشه، تموم، رفع گشنگی بشه. یا وقتی تو مطب دکتری یا در اتوبوس یا قطار، آدم با خودش می‌گه «یه چی باشه بخونم وقت بگذره».

خلاصه این کلمه «یه چی» یا «یه چیزی» به صورت عامیانه زمانی به کار می‌ره که بخوای فقط بگی یا کاری را انجام می دهم بدون توجه به محتواش یا آینده بدون توجه حوادث پیش رو

البته بدبختانه بعضی موقع ها این «یه چی می‌شه دیگه» رو بابای مسئول میگه تا از مسئولیت فرار کنه یا ما میگیم تا باری به هر جهت روز گار روتموم کنیم.

هر چی هست، نمی‌دونم باید بگم «یه چی می‌شه دیگه» و بی‌خیال همه‌چی شد یا اینجوری متن نوشت و گفت و بگی «یه چی نوشتم دیگه»، پراکنده از این شاخه به آن شاخه در باغ کلمات ول گشت.

خلاصه امروز ۱۳ مهر ۱۴۰۴، در پست ۱۵۰، «یه چی» درهم‌برهم نوشتم دیگه. ولی خلاصه پست ویرگول امروزمو نوشتم.

بی‌خیال مثل گربه بی‌خیال!عکس پایین
اینو نگم چی بگم…

پست
۲۷
۰
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید