
درمقاله قبل گفتم هدفم از پرداختن به مبحث تاریخ بیان سلسله وار حوادث تاریخی نیست بلکه این مقاله تاریخ را کلاس درسی می داند که معلمانش حوادث مختلف هستند وبه دانش آموزان خود که عبرت گیران از تاریخ هستند درس می آموزد هدف ازبیان تاریخ کشف نقاطی برجسته ا ز حوادث تاریخی گذشته برماست که چراغ راه امروز وفردای ما باشدمثلا تاریخ گذشته برای ما مردم ایران به تاریخ کشورخودمان ،تاریخ اسلام وتاریخ جهان تقسیم می شود اینکه یک ایرانی حوادث تاریخ اسلام رابداند برایش عبرت آموز چون خودش جزئی از تمدنی بود وبهتر است بگوییم پیشگامان تمدنی بود که سالها در علم وهنر سرآمد بود یک ایرانی همچنین باشناخت تاریخ ایران باستان بیشتر به افتخارات تاریخی خود می بالد به تمدن عظیمی که ایران را به عنوان قدیمی ترین ملت دنیا در جهان امروز شناسانده است پی برده وبه آن می بالد وباید تاریخ جهان رابداند که دوران افول خود در ۲۵۰ سال اخیر خودرا که مصادف با اوج تمدنی در مغرب زمین پشت سر گذاشته است بررسی نماید وعبرت گیردکه شاید دلیل ضعف وافول ایران در این ۲۵۰ سال فاصله گرفتن از فرهنگ اصیلش و تبعیت بی چون چرای عده ای از فرهنگی که به عنوان تجدد در دنیاشناخته می شود ولی در واقع همان فرهنگ غرب است بوده استکه مارابه نفوذ قدرت های غربی در کشور ماگرفتار کرده است که از ماست که برماست .همه کشورها سرجمع هایی از فرهنگ های مختلف هستند ولی آنچه یک ملت را از بقیه جدا می کند هویتی است که ازآن خود همان ملت است که ایران خوشبختانه این هویت را دارد رشته ای از تاریخ به عنوان تاریخ اجتماعی یک ملت نامیده می شود حاصل تلاقی این فرهنگ، نوع نگرش ها وباورهای یک ملت دارد



پس مهم تر از تاریخ سیاسی جهان تاریخ اجتماعی جهان است که نکات پند آموز بسیاری داردادامه دارد...