ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

کمی صبر می کنم ای یار

ثانیه به ثانیه، دقیقه به دقیقه، ساعت به ساعت، روز به روز، ماه به ماه، سال به سال دلتنگی‌ام برایت اضافه می‌شود. کاش فاصله را به زباله‌دانِ تاریخ می‌فرستادم. می‌دانی چقدر سخت است؟ دائم احساست می‌کنم ولی لمست نمی‌کنم؛ دائم در رویا می‌بینمت و در بیداری کابوسِ دیدار هرگز را می‌بینم. هرگز—نه، هرگز این‌چنین نخواهد بود. با این‌حال باز هم امید دارم چشمانم به چشمِ نازت بیفتد. نه، من به فراموشی عادت نمی‌کنم؛ تو را آن‌قدر در ذهنم تکرار می‌کنم که بی‌اختیار دستانت را روی شانه‌ام داشته باشم.

اگر این صبر می‌خواهد، صبر می‌کنم؛ کمی صبر می‌کنم. ای یار تنهایی مجازاتِ بی‌حوصله‌ها و کم‌صبرهاست.

۱۸
۷
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید