ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

گرگ و آهو

گرگ‌ها به ده ما خیلی نزدیک شده‌اند. این وقت از سال زور گرسنگی آنها را از کوه به دشت می‌کشاند. بعضی وقت‌ها در نزدیکی روستا پرسه می‌زنند.

این روزها که توت‌ها رسیده است، غذایی ولو نامناسب با طبعشان گیر می‌آید تا به تابستان و فصل رسیدن انگور برسند. ولی خب، گرگ گرگ است و گوسفند گوسفند.

چند باری به گوسفندها زدند. یک‌بار یک گوسفند را دریدند، ولی نوبت به دومی که رسید، سنگ‌پراکنی چوپان آنها را وادار به عقب‌نشینی کرد. جایی دیگر، ۶ تایی به گله روستای دیگر زد و چند گوسفند را خفه کردند.

مردم می‌گویند گرگ‌ها را منابع طبیعی رها می‌کند، انگار که فکر اکوسیستم طبیعی است. همان‌طور که آهو هم رهاسازی می‌کندیک‌بار یک نفر بچه‌آهویی را بعد از زایمان پیدا کرده بود. منابع طبیعی گفته بود باید تا وقتی بچه آهو به مادرش برسد، از چرا در منطقه صرف‌نظر کنید.

گهگاهی آهوها هم به روستا ها می‌زنند و محصولات را تخریب می‌کنند. انگار دارند شکارچی و شکار را همزمان رها می‌کنند، ولی هیچ‌کدامشان هدف رهاسازی را محقق نمی‌کنند.

البته من خودم فکر می کنم رها سازی در کار نیست ،ولی حفاظت یک طرفه است یعنی کشاورز و دامدار و خساراتی که می بیند بی اهمیت است.

منابع طبیعی
۰
۰
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید