

«گل آقا» ماهنامهای بود که از سال ۱۳۶۹ منتشر میشد و بیشتر مطالب آن طنز سیاسی و اجتماعی بود. در آن زمان، نه خبری از اینترنت بود و نه شبکههای اجتماعی؛ تلویزیون تنها دو شبکه داشت که رسمی و خشک بودند و سریالهایی مثل «آیینه عبرت» پرطرفدارترین برنامهها بودند.

وقتی شمارههای گل آقا منتشر میشد، تا ظهر تمام نسخهها به فروش میرفت. با این حال، این مجله نقدهای تیز و دقیقی علیه وضعیت موجود ارائه میکرد که بیشتر جنبه اقتصادی داشت. سردبیر مجله کیومرث صابری فومنی بود.

کیومرث صابری، از برجستهترین طنزپردازان پس از انقلاب، در سال ۱۳۲۰ در روستای فومنات به دنیا آمد. از جوانی به نوشتن علاقه داشت و مطالبش را در نشریات منتشر میکرد. تحصیلات او در ادبیات فارسی و علوم تربیتی بود و مدتی در آموزش و پرورش فعالیت داشت و حتی در دفتر وزیر آموزش و پرورش سمت مشاور فرهنگی را برعهده داشت. از دهه ۶۰ در ستونی به نام «گل آقا» در روزنامه اطلاعات طنزنویسی میکرد و در سال ۱۳۶۹ مجله گل آقا را تأسیس کرد. میتوان گفت این مجله یکی از مهمترین و بهترین رسانههای طنز سیاسی و اجتماعی پس از انقلاب بود و شباهتهایی با مجله «توفیق» قبل از انقلاب داشت. در سالهای پایانی عمر، کمتر مینوشت و در سال ۱۳۸۳ درگذشت و پس از آن مجله کمکم بیرونق شد.

برداشت شخصی از گل آقا
در چند روز اخیر، برای نوشتن این مقاله، چند شماره از مجله گل آقا را از اینترنت دانلود کردم و مطالعه کردم. به این نتیجه رسیدم که گل آقا از سال ۱۳۶۹، دردهای جامعه را احساس کرده بود و دائماً به آنها حمله میکرد، دردهایی که هنوز هم ادامه دارند. او تغییرات پس از جنگ را در نگرش مردم و مسئولان مشاهده میکرد.

در دهه شصت، مردم و مسئولان زندگی ساده و بیتجملی داشتند. مردم از اینکه کالاها با کوپن و قیمت کنترلشده عرضه شود، تا حدی راضی بودند یا چارهای نداشتند و وضعیت را تحمل میکردند. دولت هم تلاش میکرد کالاهای اساسی مردم، بهویژه مواد غذایی، را با یارانهای که از طریق کوپن داده میشد، ودولت کل صنایع کشور را دردست داشت.هرچند این سیاست ناکارآمدی اش روشن شد ولی حداقلش این بود نیاز های اولیه غذایی مردم هر چند اندک تامین شد ودر واقع جنگ هم چاره ی جز عرضه کالا به این شکل نبود.
با پایان جنگ، تغییرات سیاسی رخ داد: رهبری اول انقلاب از دنیا رفت، رهبر جدید انتخاب شد و جایگاه ریاست جمهوری خالی شد. با تغییر قانون اساسی، پست نخستوزیری حذف شد و ریاست جمهوری ریاست هیئت دولت را برعهده گرفت. انتخابات برگزار شد و مرحوم هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور شد. ایشان معتقد بود برای بازسازی کشور و حل مشکلات اقتصادی، چارهای جز اجرای سیاست تعدیل اقتصادی نیست. این به معنای کاهش یارانهها، آزادسازی قیمتها و کاهش دخالت دولت در اقتصاد بود.

هرچند سیاستهای تعدیل اقتصادی با هدف ایجاد بخش خصوصی مطرح شد، در واقع خصوصیسازی واقعی رخ نداد و اغلب واگذاریها به افراد پررابطه و نزدیک به قدرت انجام شد. به این ترتیب، اقتصاد ایران بیشتر شبیه یک اقتصاد لیبرال خصولتی بود تا یک اقتصاد آزاد واقعی. این سیاستها فشار زیادی به قشر ضعیف وارد کرد و تورم سرسامآور شد. مصرفزدگی از سوی دولت ترویج میشد و افرادی که در دهه شصت حاضر به دادن هزینه وحتی جان برای مذهب و کشورشان بودند، به سمت مادیگرایی سوق یافتند.
سبک نقد گل آقا
گل آقا، این سبک اداره اقتصادی کشور را هدف انتقاد قرار میداد: نابرابری اقتصادی، گسترش فقر و بیعدالتی، فاصله طبقاتی، ناکارآمدی و فساد اداری. او به تعدیلهای بدون فکر و طبق منافع خاص اعتراض میکرد و تجملگرایی دولتمردان را نیز مورد حمله قرار میداد.

با این حال، سبک کیومرث صابری بیان غیرمستقیم بود. او منتقد رادیکال حاکمیت نبود و بین خود و یک برانداز مرزگذاری میکرد. اصلاح بدون تغییر کل بنیان را ترویج میکرد و به ساختارهای ناکارآمد، فرهنگ و باورهای غلط نقد داشت، اما تقابل کامل پیدا نمیکرد. تجربه نشان میدهد نقد تند در ایران معمولاً پاسخگو نیست و افرادی ماندگار شدهاند که در عین جسارت، مقابله رادیکال نمیکردند.

پس از دوم خرداد، «گل آقا» تبدیل به روزنامهای فرهنگی و خنثی شد. شمارههایی از سالهای ۷۶ و ۷۹ را مطالعه کردم؛ دیگر مشکلات اقتصادی مطرح نمیشد و بیشتر به نقد نظریههای فرهنگی نادرست پرداخته میشد. شعار توسعه سیاسی دولت اصلاحات روی او اثر گذاشته و او را از فعال به خنثی تبدیل کرده بود. در عین حال، توسعه سیاسی به باز شدن فضا برای نقد معتدل کمک نکرد و تقابلهای رادیکال روزنامههایی مثل «سلام» باقی ماند



.