
آین اخرین پست سال ۱۴۰۴ بجای ویرگول در اینجا
چند ماهی بود که «یادگارنوشتِ آخر ماه» را در ویرگول مینوشتم. در ویرگول بازدیدهایی هم داشت، اما اینجا در ایتا فعلاً فقط چهار عضو هستیم؛ من و خواهرانم. از تیرماه تا اواسط اسفند که در ویرگول مینوشتم، فکر میکنم بیش از سیصد پست نوشته شد که هفت ماهِ آن با نوشتهٔ پایان ماه همراه بود.
اما این ماه ویرگول از دسترس خارج است و معلوم هم نیست که آیا برای همیشه از دسترس خارج شده یا نه. به هر صورت، یادگارنوشتِ آخر اسفندی و آخر سالیِ ۱۴۰۴ را اینجا مینویسم.
سالها پشت سر هم از جلوی چشمان ما مثل برق و باد میگذرند؛ انگار ما در جایی نشستهایم و سالها همچون طوفان از مزرعهٔ عمر ما عبور میکنند و خودِ ما را هم با خود میبرند. خودِ من وقتی ۱۴۰۵ شروع شود، اگر کسی بپرسد چند سالهای، باید بگویم: چهل ساله.
رسیدن به سن چهل سالگی یعنی قرار گرفتن میان دو مرز از دورهٔ زندگی: دورهٔ جوانی که دیگر سپری شده و دورهٔ پیری که هنوز آنچنان سر و کلهاش پیدا نشده است. قبلاً غصه میخوردم که چهل ساله شدهام، موهایم سفید شده و رو به پیری میروم؛ اما مدتی است به این نتیجه رسیدهام که واقعیت این است که چهل سالگی هم سن بدی نیست. در واقع، شروع یک دورهٔ تازه است.
شاید مزایایی هم داشته باشد. یکی از مزایایش این است که انسان کمکم مطمئن میشود آرزوهای محالِ نوجوانی و جوانی به پایان رسیده و باید کمی به حال و روز دلش و آنچه در زندگی کرده فکر کند. در واقع کلهات کمکم بوی قرمهسبزی میدهد! شاید سنی باشد که کمکم از خودخواهی فاصله بگیری، به موفقیتهای دیگران کمک کنی و از موفقیت مثلاً بچههایت لذت ببری.
خلاصه، اگرچه انرژی و شور جوانی و بسیاری از آرزوها کمکم فروکش میکند، اما اگر درست به خودت و محیط اطرافت نگاه کنی، میتوانی عمیقتر به خودت، جامعه و حتی معنویت فکر کنی؛ البته اگر نانِ فهم و تجربهٔ چهلسالگی را نوش جان کنی و به غفلت نیفتی.
آخرین روز سال ۱۴۰۴ را در حالی میگذرانیم که کشور در شرایط دشواری قرار دارد و فضای زمانه سنگین است.این اولین نوروز میان جنگ جامعه ایران بعد از سال ۱۳۶۷ است و کشور در عزای عمومی ۴۰ روزه فقدان رهبری است. امروز ساعت ۶ و ۱۵ دقیقه بعدازظهر لحظهٔ تحویل سال ۱۴۰۵ است. به هر صورت، یک سال دیگر برای من، برای کشور ما ایران و حتی برای جهان گذشت و زمین بار دیگر یک دور کامل به دور خورشید زد.
آنچه برای ایران و جهان از این سال باقی میماند، اوراقی از تاریخ خواهد شد؛ اما برای ما آدمهای عادی، آنچه گذشت یک قسمت سال از سریال عمرمان است . که حالا به خاطراتی تلخ و شیرین در دفتر ذهن ما تبدیل شده است؛ هرچند سهم خاطرات تلخش شاید بیشتر بود.
در پایان، بهتر است در آخرین ساعات سال ۱۴۰۴ و آخرین ساعات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ هجری قمری، این دعا بر لب نقش ببندد؛ دعایی که اگر اجابت شود، شاید گره از بسیاری از گرفتاریهای انسان و جهان بگشاید:
يا مُحَوِّلَ الأَحْوالِ، حَوِّلْ حالَنا بِظُهُورِ الحُجَّة
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ هجری خورشیدی
۳۰ رمضان ۱۴۴۷ هجری قمری
۲۰ مارس ۲۰۲۶ میلادی
روز ملی شدن صنعت نفت ایران گرامی باد.
پی نوشت چون در ماه های قبل آخرین روز ماه معمولا در ویرگول یک پست می نوشتم وماه قبل ویرگول در دستری نبودالان این متن را به اشتراک می گدارم.