ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۲ دقیقه·۲۰ روز پیش

یک انگشتر یادگاری از سفربعد ازعروسی

صبح بعد از عروسی، همه خانواده نشسته بودیم برای صبحانه. فکر می‌کنم کله پاچه داشتیم. نمی‌دانم گوسفند کی کشته شد، ولی کله پاچه‌اش صبح آماده شد. فقط یک چیزی بگویم که گوسفندی که ما برای عروسی‌مان کشتیم، ۳۰۰ هزار تومان شد و یک بره ۵۰ کیلویی بود. الان گوسفند زنده، کیلویی ۴۰۰ هزار تومان است و تازه تا ۶۰۰ تومان هم رفته است. وقتی حساب می‌کنی، می‌بینی که گوشت را نسبت به وزن زنده دام خیلی گران به مردم می‌فروشند، در حالی که قیمت گوشت باید دو برابر قیمت گوسفند زنده باشد؛ اما دلالان و قصاب‌ها درآمد خوبی دارند.

به هر حال، ماه عسل بود یا نه، ولی معمولاً سفر به شمال و ترکیه و سفرهای آنچنانی به اروپا، ماه عسل محسوب می‌شود. البته زبانم لال، جسارت به امام رضا نشود، ما رفتیم مشهد. پولی که برای عروسی‌مان جمع شده بود، نمی‌دانم، ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان اضافه مانده بود و همان را برداشتیم تا یک سفر خیلی ساده به مشهد برویم. از سبزوار تا مشهد، ۳ ساعت بیشتر راه نبود. به مشهد که رسیدیم، پول هتل نداشتیم. چند تا مهمانسرا رفتیم، ولی آخرش یک نفر آمد و گفت که یک خانه شخصی دارم. ما هم رفتیم و همان خانه شخصی را گرفتیم. آن خانه یک حیاط قدیمی داشت و دو شب همان منزل شخصی را گرفتیم. هزینه‌اش دو شب ۲۴ تومان شد. دیگر چیزی یادم نمی‌آید، اما یک خاطره خوش یادم هست؛ چون حلقه ازدواجم طلا بود و از نظر شرعی مشکل داشت، همسرم گفت فردا برویم و یک انگشتر نقره برایت بخرم

صبح به بازار رفتیم تا یک انگشتر بخریم و خلاصه یک انگشتر را انتخاب کردیم. صاحب مغازه می‌گفت درون نگین انگشتر حرز امام جواد دارد. انگشتر را خریدیم، می‌دانید قیمتش چند بود؟ ۱۲ تومان بود. آن انگشتر را چون همسرم گفت من برایت بخرم، برایم خیلی ارزشمند است.

جالب بود که بعد از ازدواجم، لاغر شدم یعنی از ۱۰۵ کیلو به ۸۵ کیلو رسیدم. بعدها، موقع خوراک دادن به گوسفندان، آن انگشتر از دستم افتاد و لای تاپاله طویله افتاد، ولی بعدها پیدایش کردم و دوباره شستم و دستم کردم. خلاصه، آن انگشتر شکست و روی نگینش هم خطی افتاده، اما یادگار آن سفر است و هنوز برایم عزیز است. فقط این را بگویم که حلقه ازدواجم را هم فروختم. بعدها با خودم گفتم مگر حلقه ازدواج را می‌فروشند؟ حلقه ازدواجم را ۲۷۰ تومان فروختم، ولی حیف یادگاری بود.

انگشتر
۴۰
۲
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید