ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

یک نکته کوچک اخلاقی برگرفته از کتاب آبنات هل دار

کتاب «آبنبات هل‌دار» را نخوانده بودم؛ از «طاقچه بی‌نهایت» گرفتم و شروع به خواندن کردم. هرچه بیشتر می‌خوانم، انگار بیشتر مرا به بچگی می‌برد؛ به کوچه ‎هایی با آدم‌هایی که همدیگر را می‌شناختند. در کار همدیگر دخالت و فضولی می‌کردند، ولی در عین حال، همکاری و همدلی هم داشتند.

گاهی برای همه القاب بدی می‌گذاشتند؛ در کوچه بچگی ما، انواع اسم‌ها را داشتند: «ممد سوسیس»، «ممد مته»، «غلام پشه»، «مهین دراز»، «ممد پیره»، «جعفر زردآلو»، «رضا دوقلو»، «علی بشکه». این‌ها اسم‌هایی است که من یادم مانده؛ البته هر جا محیط کوچک باشد و آدم‌ها همدیگر را بشناسند، روی هم اسم می‌گذارند.

اینجا در روستای ما هم به بعضی‌ها می‌گویند «کارتر» (که بنده خدا فوت کرده)، به یک نفر می‌گویند «انورسادات»، به یکی دیگر می‌گویند «درویش‌کَل » یا «درویش کچل» به نظرم این کار از بدترین و زشت‌ترین کارهاست. که ادم با خودش میگه از این نظرخوب الان دیگه همسایه ها همدیگر را نمی شناسند.

۲۱
۱۰
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید