ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۳ دقیقه·۱ ماه پیش

۸ آذر ۱۳۷۶ خاطراتی که با پول وغرور گم شد.

این مقاله درصدد تقبیح پول یا هزینه منابع برای فوتبال نیست نویسنده مقاله از علاقه مندان رشته فوتبال است .نقد این مقاله متوجه عدم مدیریت درست منابع در فوتبال ایران است.

امروز ۸ آذر یادآور یکی از شیرین‌ترین خاطرات فوتبال ایران است؛ بازی تاریخی و دراماتیک ایران مقابل استرالیا درسال ۱۳۷۶ که پس از بیست سال انتظار، تیم ملی دوباره راهی جام جهانی شد. نسل‌های دهه شصت به قبل، این لحظه را با تمام جزئیات به یاد دارند، اما برای دهه‌های بعد، بیشتر روایت ویدئوهاست تا تجربه زیسته.

من قصد گزارش نوستالوژی وتاریخ را ندارم؛ آن را همه می‌توانند در فضای مجازی ببینند. آنچه برایم در این مقاله مهم است، تفاوت سبک رفتاری بازیکنان فوتبال از آن زمان تا امروز است.

آیا آن دوستی و رفاقتی که ملی‌پوشان با مردم داشتند هنوز هم باقی است؟

آیا بازیکنان امروز بهره‌ای از فروتنی نسبی بازیکنان تیم ملی در ۸ آذر ۱۳۷۶ یا حتی تعصب نسبت به تیم ملی کشورشان دارند؟

نمی‌دانم.

اما همین قدر می‌دانم که هرچه گذشت، فوتبالیست‌ها دافعه بیشتری از خود در میان مردم به جای گذاشتند؛ چرا که در زندگی‌های خود غرق پول شدند، ولی رفتارهایشان خالی از اخلاق شد.

چند روز پیش یکی از ملی‌پوشان در اینستاگرام نوشت: «بیشتر مردم خیلی از مغزشان استفاده نمی‌کنند.»

فارغ از درست یا غلط بودن این جمله، چنین سخنی از نماینده مردم در تیم ملی ورزش فوتبال شایسته نیست. این لحن بیش از هر چیز نشان‌دهنده تأثیر پول و شهرت بر رفتار غرورآمیز برخی بازیکنان امروز است؛ همان چیزی که قرآن هشدار داده است:

«إنَّ الإنسانَ لَیَطغى * أَن رَّآهُ استغنى»

انسان وقتی خود را بی‌نیاز می‌بیند، طغیان می‌کند.

چرا چنین شد؟

شاید تقریباً بعد از همان بازی خاطره‌انگیز، فوتبال به ورزشی پول‌ساز و شهرت‌آفرین تبدیل شد.

در اوایل دهه هفتاد، از قراردادهای نجومی خبری نبود؛ حتی فوتبال شغل دوم بسیاری از فوتبالیست‌ها بود. لژیونری هم چندان مطرح نبود. اما از اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد ــ و دقیقاً از نقطه عطف بازی ایران و استرالیا ــ فوتبال فقط در حق‌الزحمه بازیکنان رشد کرد.

بازیکنان لژیونر پول‌های خوبی از باشگاه‌های خارجی می‌گرفتند. بازیکنان داخلی هم تنها به شرط دریافت دستمزدهای آنچنانی حاضر به ماندن در لیگ ایران بودند.

به‌تدریج منابع جدیدی برای پرداخت‌ها پیدا شد:

ـ ریخت‌وپاش شرکت‌های دولتی و خصولتی،

ـ سرمایه‌داران نوکیسه که برای ردگُم کردن فسادهایشان یا کسب شهرت، هزینه‌های کلان وارد فوتبال کردند.

تیم‌های سرخابی نیز دولت را ملزم می‌کردند که هزینه‌های ادامه بقا را از بیت‌المال بدهد؛ تا هم بدهی‌های مربوط به قراردادهای ناموجه با بازیکنان و مربیان خارجی کم‌کیفیت پرداخت شود، و هم هزینه‌های گزاف برای جذب فوتبالیست‌های نخبه تأمین گردد.

پول‌ها چه شد؟

پول‌ها خرج حق‌الزحمه بازیکنان شد؛ اما امکانات رشد نکرد.

با گذشت نزدیک به سی سال از آن دوران، هنوز حتی یک زمین استاندارد چمن در کشور ساخته نشده است.

غرور و هیجان کاذب بازیکنان افزایش یافت. فوتبالیست‌های فروتن و کم‌توقع دهه هفتاد به بازیکنانی تبدیل شدند که خود را بُتی می‌پندارند و مردم را اگر روبرویشان زانو نزنند کسانی می دانند که «از مغزشان خیلی استفاده نمی‌کنند».

عدم نتیجه ملموس برای فوتبال ایران

تمام این هزینه‌ها نه بازخورد چشمگیری برای تیم‌های باشگاهی و ملی در مسابقات جهانی و آسیایی داشت، و نه پیشرفتی در امکانات ایجاد کرد.

عده‌ای می‌پرسند: «چرا کشورهای عربی بیشتر از ما هزینه می‌کنند و مشکلی هم ندارند؟»

پاسخ روشن است:

۱) آنها در شرایط تحریم نیستند.

۲) جمعیت‌شان بسیار کمتر از ماست.

۳) در کنار هزینه برای بازیکنان و مربیان، امکاناتی در سطح جهانی ایجاد کرده‌اند؛ تا حدی که حتی جام جهانی را در کشور خود برگزار می‌کنند.

۴) برخی از این کشورها با منابع گازی و نفتی برابر با ایران، اما با جمعیت و وسعت ناچیز، آزادی بیشتری برای هزینه در فوتبال دارند.

جایی خواندم که گردش مالی این فوتبال کم‌کیفیت و بی‌نتیجه ما درچند سال پیش حدود ۳ همت (۳۰۰۰ هزار میلیارد تومان) بوده است؛ احتمالاً امروز بسیار بیشتر هم شده.البته صحت این خبر باتوجه به ساختار غیر شفاف فوتبال ایران جای بررسی دارد ولی هزینه ها برای فوتبالی مثل فوتبال ما با این سطح از امکانات نازل بسیار بالاست.

و سؤال آخر

پول خرج کردن برای چنین فوتبال درب‌وداغانی ناموجّه‌تر است یا یک مراسم معنوی؟

تیم ملیدهه هفتادتیم ملی فوتبال ایرانغرورپول
۳۲
۱۳
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید