ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

خاطراتی از دوچرخه‌سواری من ( گم‌ کردن گوشی نوکیا ۳۱۱۰)

این گوشی ۳۱۱۰
این گوشی ۳۱۱۰

روستای ما ۳ قنات دارد که در پای کوه قرار گرفته، ۳ رشته قنات پشت سر هم قرار دارد، ولی چاه‌های عمیق روستا ۸ کیلومتر پایین‌تر از سه رشته قنات است. گله گوسفندان روستا طوری است که هر کس طبق تعداد گوسفندانی که دارد نوبت می‌رود. بیشتر مواقع گله گوسفندان نیمی از سال به چاه عمیق (یا «بیابان» به قول روستایی‌ها) برای چرای بیشتر و بهتر برده می‌شوند.

من ده یا بیشتر سال پیش شب برای نوبت گوسفندان به چاه عمیق رفتم. شب خوابیدم؛ با یکی از روستایی‌ها شب آنجا بودم. صبح که نوبتم تمام شد، صبح به روستا برگشتم. دیدم گوشی‌ام را گم کرده‌ام. گوشی من آن زمان نوکیا ۳۱۱۰ بود. خلاصه، ماشینی پیدا نکردم تا به چاه عمیق بروم. من نه موتور دارم، نه ماشین؛ فقط یک دوچرخه دارم.

دوچرخه را سوار شدم، سرازیری بود. ۸ کیلومتر را ۲۰ دقیقه‌ای رفتم. گوشی کسی را برده‌ام زنگ زدم، گوشی زنگ خورد، گوشی را پیدا کرده‌ام. گفتم برگشتن هم راحته، ولی یک صدمتری که رفتم، برگشتنی نفسم گرفت. چند بار وایستادم. خلاصه برگشتنم ۴۰ دقیقه طول کشید، یعنی ۴۰ دقیقه.

دوچرخه سوار
۳۵
۵
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید