ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

خیالات امیر علی قسمت سوم (( ضبط عاشقانه می خواند.))

باران قطع شده بود و کارت‌پستالِ آزادی و دماوند را برای چشمانِ امیرعلی هدیه آورده بود.
ضبط روشن بود. من توبه کردم از عشق، ولی مگر می‌شد؟ 
نوار می‌چرخید. میگن اسمش ثریاست .ولی ثریایی در کار نبود.
چقدر خیالات ؟

امیرعلی، پسرِ خیالات بود؛ تا مردِ وصالات. 
آفتاب داشت غروب می‌کرد و پشت‌بام را صدایی پر کرده بود که آشنا بود. 
شبِ امیرعلی ، مسجدش  را صدا می‌زد.و امیر علی بود و یک دوراهی .

۲۳
۲
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید