ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشترباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
خواندن ۲ دقیقه·۶ روز پیش

دود چراغ‌ها خوردیم تا گاز آمد.

این عکس، به نظرتون چیه؟ 


عکس جهاز همسرمه.

ما سال ۱۳۸۹ که ازدواج کردیم، روستای ما گاز نداشت. ۸ سال هم طول کشید تا اینجا گازکشی شد. در واقع دود چراغ خوردیم تا روستای ما گازکشی شد. گاز مایع برای پخت‌وپز و حمام استفاده می‌کردیم و نفت برای  گرم کردن درزمستان.

تقریباً از سال ۸۷ و ۸۸ که ازدواج نکرده بودم و با پدرم به اینجا می‌آمدیم، از اواسط آبان هوا سرد می‌شد و نیاز به گرم کردن خانه داشتیم. چراغ نفتی بود و یک تلویزیون ۲۱ پارس عدسی و ماش‌جوشی که شب پدرم روی چراغ می‌گذاشت و تلویزیونی که ۶ شبکه  می‌گرفت و تمام، خیلی نوستالژیک بود. ولی معمولاً نوستالژیک‌ها راحتی نمی‌آورند.

شب تا ساعت ۹ بیشتر، نهایتاً بیدار نمی‌ماندیم، یک سریالی می‌دیدیم و می‌خوابیدیم. خب، سال ۸۹ ازدواج کردیم. روستا آب و برق و تلفن داشت، ولی گاز نبود. زمستان‌ها اینجا خیلی سرد بود و با دو چراغ نفتی هم خانه گرم نمی‌شدهوا اینجا بعضی وقت‌ها تا ۱۵ درجه زیر صفر هم می‌رود. یک شب من در کنار بخاری، زیر لحاف یخ می‌زدم. البته همیشه این‌طور نیست، ولی در موقع موج سرماها معمولاً برف جای دیگر می‌آید و سرمایش اینجا. و از آن بدتر، به دیوار و سقف‌ها گند زده می‌شد و از سیاهی نمی‌توانستی نگاهشان کنی.اتاق ها سیاه بود تا اینکه بعد از آمدن گاز درسال ۹۸ مجدد گچ کردیم.

سال اول یک بخاری نفتی گذاشتیم. یک روز رفته بودم بیرون، بعد که برگشتم دیدم خانه پر دود شده و همسرم خوابیده، و خدا رحم کرد که من رسیدم وگرنه...

از آن به بعد چراغ نفتی گذاشتیم تا اسفند سال ۹۷ که قرار شد به کارخانه فولادی که در نزدیکی ما بود گازکشی کنند و روستاهای مسیر هم گازکشی شد.

واقعاً زمستان‌هایش سخت‌تر بود، چون بوی نفت و دودش آزاردهنده بود، به‌خصوص اینکه بچه کوچک هم داشتیم. باز حمام، از سال ۹۱ کم‌کم برایش آبگرمکن‌های خورشیدی آمد و تا برج ۸ جواب می‌داد و بعد، روزهای ابری زمستان المنتی داشت که با برق آب را گرم می‌کند هنوز هم از همان استفاده می کنیم.

تقریباً هر ۲۰ روز یک بشکه نفت ۲۲۰ می‌گرفتیم. قیمت نفت، آخرین باری که ما گرفتیم، دقیقاً یادم نیست، ولی فکر می‌کنم لیتری ۱۵۰ تومان بود.

در اسفند ۹۷ اعلام کردند که می‌خواهند گازکشی کنند. پسر دایی‌ام را آوردم، لوله‌کشی کرد و پول امتیاز را ریختم. مبلغ اشتراک گاز ۲۰۰ هزار تومان بود و هزینه گازکشی زیر یک میلیون شد. بازرس گاز سخت‌گیری می‌کرد، ولی ما یک‌طور کار را انجام دادیم، دفعه اول تأیید کرد.

بعضی‌ها پکیج گذاشتند، ولی ما بخاری گذاشتیم. همان‌هایی که پکیج گذاشتند پشیمان شدند. چون خانه ها را گرم نمی کند.

نوروز ۹۸ برای اولین بار بخاری گازی را روشن کردیم و چیزی که ۸ سال آرزوی ما بود، الان به یک مسئله عادی تبدیل شد.

سالگازنفت
۳۷
۱۸
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی نه بیشتر
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید