
شیکی جون لقبی بود که وقتی دخترم نازنین ۶ ماهش بود بهش دادم، یعنی مخفف شکر جون.
بعد از چند ماه زبون که باز کرد، یکی از اولین کلماتی که گفت نازی بابا هوهو بود.
کم کم بزرگ شد و مدرسه رفت، تا الان که کلاس هشتمه. وسال دیگه میره نهم.
گذر زمان عجیبه، بچه ها رو بزرگ می کنه و پدر و مادرها رو پیر می کنه.
دیگه کم کم باباش احساس پیری میکنه چون سر و صورتش مثل تلویزیون سیاه و سفید شده.
حالا نمی دونم کی بود می گفت ریش سفیدت نشان تجربه و قدمته . خدا کنه.
به هر حال امروز ۴ خرداد تولد دخترم بود، خوشحالم تولدشو بهش تبریک گفتم.