مردی کاغذ و قلم را جلوی همسرش گذاشت و گفت:
«خانم، از من هر چه دیدی بنویس.»
زن نوشت:
«پولدار که نیستی، . شهرت و مقام هم که نداری تا دلم به اینها خوش باشد. اخلاقت هم تعریفی ندارد؛ اذیت میشوم. ولی چون قلبت در تسخیر من است، دوستت دارم.»