ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

ماجراهای صداقت آباد((مولدسازی مدرسه لاکچری))

مؤسسه‌ای به نام «علم جی» یک مدرسه لاکچری در صداقت‌آباد ساخته بود، اما عجیب اینکه تمام ساکنان روستا بالای بیست سال سن داشتند. مدرسه خاک می‌خورد و به دستور آموزش و پرورش پلمپ شده بود. از آن طرف دهیاری هم هر روز مفلس‌تر می‌شد و هرچه مش بهزاد برای درآمدزایی می‌دوید، فقط خرج تازه روی دستش می‌ماند.

بالاخره یک جلسه آموزشی در دهیاری برگزار کرد و گفت: «با توجه به اینکه کسی خرج ما را نمی‌دهد، خودمان باید برای اداره روستا آستین بالا بزنیم.»

مرتضی، نفر اول انتخابات شورا، گفت: «بهتره پلمپ مدرسه را بشکنیم. ماشین‌های روستا را بفرستیم داخل مدرسه و از مردم پول پارکینگ بگیریم. هم مدرسه خاک نمی‌خوره، هم مولد میشه، هم کمکی به دهیاریه.»

مش بهزاد گفت: «حالا آموزش و پرورش اومد چی بگیم؟»

مرتضی جواب داد: «میگیم مدرسه شما در ازای بودجه دهیاری مولد شده!»

فیروز، مش بهزاد و جعفر اورژانسی از فکر مرتضی حسابی خوششان آمد. فردای آن روز پلمپ مدرسه را شکستند و تابلوی بزرگی هم نصب کردند:

«پارکینگ بزرگ مدرسه لاکچری صداقت‌آباد»

اما تا غروب حتی یک ماشین هم وارد مدرسه نشد.

آخر مردم صداقت‌آباد نه ترافیک داشتند، نه کمبود جای پارک. هر جا دلشان می‌خواست کنار زمین خدا ماشینشان را پارک می‌کردند.

به این ترتیب طرح مولدسازی مدرسه لاکچری نه کم‌بازده شد، نه پربازده؛ بلکه اصلاً هیچ بازدهی نداشت.

مدرسهآموزش پرورش
۰
۰
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید