ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

موجود زیادی مجلس عزا

امشب در مجلس عزایت فکری به سراغم آمد.

با خودم گفتم: منِ پر از خطا و عادت‌های زشت را چگونه جزو حاضران این مجلس نوشته‌اند؟ منِ بی‌سروپا کجا و اینجا کجا؟

من همان کسی هستم که از نوجوانی تا امروز بدهکار بوده‌ام؛ اما انگار این بدهکاری مرا متواضع نکرد، بلکه گاهی آن‌قدر پررو کرده که در خانهٔ تو طلبکار هم بشوم. من که عزادار حسینم، گاهی حتی از تو گله کرده‌ام که چرا فلان آدم اینجاست و چرا او را راه داده‌ای!

آخر تو خودت موجود اضافه‌ای هستی؛ از صاحبخانه سؤال می‌کنی چرا دیگری را دعوت کرده است؟ بچهٔ پررو! تو چه کار به کار بزرگان داری؟ سرت را پایین بینداز، از زندگی‌ات خجالت بکش، از کارهای زشتت حیا کن. سینه‌زنی‌ات را بکن و جلوی پایت را نگاه کن.

آن‌ها حداقل بسیاری از کارهایی را که تو کرده‌ای انجام نداده‌اند. از کارهای دیگرشان هم که خبر نداری. شاید نزد خدا از تو بسیار بهتر باشند.

من واقعاً آدم پرخطایی هستم. همهٔ حرف‌ها را هم نمی‌شود در یک نوشته گفت. اما آن‌که می‌بیند، نیازی به صغرا و کبری چیدن ندارد. او ظاهر و باطن، زیر و بم زندگی مرا می‌داند.

خدایا، به حق حسین(ع)، با این همه خطا مرا رها نکن؛ که اگر رها شوم، به فنا می‌رسم.

چاکر ناچیز و خانه زاد شاه مظلومان








مجلس
۰
۰
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
حسین تقوایی راوی زندگی معمولی و دیگر هیچ
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید